ali
دانشجوی عزیز
وقتی که شما سر کلاس اس ام اس میفرستی من کاملا متوجه میشم
چون هیچ احمقی به خشتک خودش زل نمیزنه در حالی که لبخند روی لباشه !
دوستدار تو
استاد !
mah3a
میدونید هزینه یه ماتیک برای خانمها چقدره ؟ بله 400000 تومان !!!!!!!
6000 تومان رو میدن ماتیک میخرن و 394000 تومان دیگه رو لباس وکفش و کیف و اینا ......که با رنگ ماتیکشون ست در بیاد .
mah3a
گفت از حادثه ای لبریزم ، من پر از فریادم ، در درونم غوغاست
گفتم این حال تو را میفهمم ، دستشویی آنجاست !!
mah3a
مشـــغول رانندگی تو جاده ام
از فاصله دور پلـــیس واسم دست تکون میده و ابراز ارادت میکنه
خیلی آدمای با محبتی هستــن
چطوری از این فاصله منو شــــناختن
یکیشون جوگیر میشه تا وسط جـــاده میاد
با حرارت خاصی واسم دست تکــون میده
چراغ میزنم وبا حرکت دست به ابرازعلاقه شون جـــواب میدم
دفترچه و خودکار تو دستشه
میخواد ازم امـــضا بگیره ،اما الان وقت ندارم باشه واسه بعـــد
اشک تو چشام حلقه میزنه از این همه احساسات پاک و بی آلایش......................
mah3a
امروز و این چند روز زیاد پر حرفی کردم / حرف هایی هستند برای نزدن
احساساتی برای درک نشدن / این اواخر فیسبوک رو ترک کردم
از عشق لایک خوردن سیر شدم که مدت هاس تبلیغ ندارم
همین 25000 تا همراه برام یک دنیاس / گاهی فقط یه نفر هم که به حرفت گوش بده
پیشت باشه کافیه / اومدم و تار عنکبوت های دیوار پیج رو پاک کردم
حالا دارم دوباره می رم امیدوارم مثل دفعه ی قبل که بر می گردم علف هرز سبز نشده باشه ...
دوست داشته باشید بی طمع / بی هوس / با عشق / پاک و بی ریا / زلال /
خدا رو هم فراموش نکنین چون اون همیشه بیاد ماس / حرف زیاد برا گفتن / اما باید رفت / باید گذشت / شایدم دلم تنگ شد براتون زود برگشتم ..
mah3a
تنهاي بي سنــــگ صبور
خونهء سرد و ســــوت و كور
توي شبات ستاره نيست
موندي و راه چاره نيست
اگر چه هيچ كس نيومد
سري به تنهايــــــــيت نزد
اما تو كوه درد باش
طاقت بيار و مـــــــرد باش
نیوشا
خودکار میخری ۱۰۰ تومن..
لاک غلط گیر ۸۰۰ تومن..
توی این دنیا حـتــی اگـــــه روی کاغذم اشتباه کنی برات گرون تموم میشه..!
mah3a
رفتم دستشویی پارک. تا تو دستشویی نشستم از دستشویی کناری صدایی شنیدم که گفت:
سلام حالت خوبه؟
من اصلاً عادت ندارم که تو دستشویی هر کی رو که پیدا کردم شروع کنم به حرف زدن باهاش، اما نمی دونم اون روز چِم شده بود که پاسخ واقعاً خجالت آوری دادم:
حالم خیلی خیلی توپه.
بعدش اون آقاهه پرسید:
خوب چه خبر؟ چه کار می خوای بکنی؟
با خودم گفتم، این دیگه چه سؤالی بود؟ اون موقع فکرم عجیب ریخت به هم، برای همین گفتم؛
اُه من هم مثل خودت فقط داشتم از این جا رد می شدم...
وقتی سؤال بعدیشو شنیدم، دیدم که اوضاع داره یه جورایی ناجور می شه، به هر ترفندی بود خواستم سریع قضیه رو تموم کنم:
من میتونم بیام طرفای تو؟
آره سؤال یه کمی برام سنگین بود. با خودم فکر کردم که اگه مؤدب باشم و با حفظ احترام صحبتمون رو تموم کنم، مناسب تره، بخاطر همین بهش گفتم:
نه، الآن یه کم سرم شلوغه!
یک دفعه صدای عصبی فردی رو شنیدم که گفت:
ببین، من بعداً باهات تماس می گیرم. یه احمقی از دستشویی بغلی همش داره به همه سؤال های من جواب می ده!
mah3a
به زودی :
.
.
.
.
.
.
تور یک روزه ی ارمنستان ، جهت چک کردن ایمیل ، همراه با راهنمای فارسی زبان ...!