مامانه به بچش میگه که عزیزم و قتی خاله نسرین اومد قشنگ میری جلو سلام میکنی میبوسـیش بچه میزنه زیره گریه میگه نه مامان من خاله رو بوس نمیکنم! مامانه میگه چرا عزیزم؟ بچه میگه آخه دیروز که بابا میخواست بوسش کنه زد تو صورتش هی وای بر من
بهمن و علی(اصفهانی) سرباز بودن. بهمن ميميره، علی ميره برای خانواده بهمن تلگراف بزنه که بهمن مرده. مسئول تلگرافخونه میگه: هر کلمه هزار تومان، برای تاريخ و امضا هم پول نمیگيريم. علی میگه بنويس: بهمن تير خرداد مرداد !