یافتن پست: #تو

ebrahim
ebrahim
يکي از ترس ناک ترين جملات دوران مدرسه ،اين بود که : "يه برگه از کيفتون بياريد بيرون"‬
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 16:08
+2
ronak
ronak
یه روز یه لره می ره مخابرات وقتی نوبتش می شه مسئول می گه که طرف بره
کابین آخر . بعد از کابین آخر دستشویی بوده یارو می ره تو
دستشویی دسته سیفون رو به جای گوشی می گیره میگه الو بوآ بوت میاد ولی
صدات نمیاد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 16:00
+4
ronak
ronak
لره داشته شلوارشو تو رودخونه میشسته یه دفعه آب شلوارشو میبره
میگه حیف اون همه گوز که من تو اون شلوار دادم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 15:59
+4
ronak
ronak
عربه در حال وضو گرفتن میگوزه.به بغلیش که لر بوده میگه:به نظر تو وضوی من باطل شد؟
لره میگه اونجور که تو گوزیدی وضوی منم باطل شد
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 15:58
+6
ebrahim
ebrahim
سلامتي اوني كه اين ولنتاينو تنهاست.. نه اينكه نتونسته با كسي باشه نه؛ بلكه نخواسته با هركسي باشه!‬
4 دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 15:51
+6
ebrahim
ebrahim
یه دوست دختر مقوایی هم نداریم حداقل بذاریمش تو ماشین ببریمش ولنتاین بیرون آبـــــرومون جلو دوسامون نره !!
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 15:50
+6
ebrahim
ebrahim
سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه واستاد تو صف تلفن
که 3 دقیقــه با عشقش حرف بزنه،
ولي هرچقد زنگ زد بازم پشت‌خطی بود
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 15:49
+6
ebrahim
ebrahim
...مترسک گفت: ای گندم تو گواه
باش مرا برای ترساندن آفریدند اما من عاشق پرنده ای بودم که از گرسنگی
مرد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 15:45
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ