یافتن پست: #تو

حمید
حمید
در SMS
نفسم ، تو در شمالی و من در جنوب ! کاش دستی نقشه را از میانه تا کند !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 12:58
+3
حمید
حمید
در SMS
دلبرا هر طرفی در طلبت رو کردم/هر چه گل بود به عشق رخ تو بو کردم
آفتابا به سر عاشق دلخسته بتاب/تا نگویند که بیهوده هیاهو کردم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 12:58
+3
حمید
حمید
در SMS
تمام قندهای توی دلم را آب کردم برای تو ، تویی که چایت را همیشه تلخ می خوری !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 12:57
+1
حمید
حمید
در SMS
متاسفانه توی قرن ۲۱ اسکل به کسی‌ گفته میشه که قلبی پاک و بی گناه و مهربون
داره . آدم فروش و نا رفیق نیست و از پشت خنجر نمیزنه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 12:57
+1
حمید
حمید
در SMS
میلیون ها و میلیاردها آدم توی این دنیا هستند
و همه شان می توانند بی تو زندگی کنند ، آخر من بدبخت چرا نمی توانم ؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 12:56
+1
حمید
حمید
در SMS
هیچ لذتی بالاتر از این نیس که یه تیکه از سرعت گیر کنده شده باشه و آدم بتونه ۲تا چرخش ماشینشو از اونجا رد کنه .. خدایا این لذتارو از ما نگیر!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 12:55
+1
حمید
حمید
در SMS
سال ها برای برابری زنان و مردان تلاش کردیم
و بالاخره توانستیم حق مش کردن مو، سوراخ کردن گوش و برداشتن ابرو را
به آقایان تقدیم کنیم!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 12:54
+1
حمید
حمید
در SMS
داشتیم با مامانم وسایل انباری رو مرتب میکردیم
یه دفعه مامانم یه جعبه مدادرنگی ۲۴رنگ قاب فلزی رو از توو کارتون درآورد
نگاش کرد و زد زیر خنده!!!
گفت: میدونی این چیه؟
اینو خریده بودم هروقت معدلت ۲۰شد بدم بهت
حیف واقعا!!! خاک تو سرت !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 12:53
+1
حمید
حمید
در SMS
تو به احساست بیاموز نفس نکشد

هوای دل ها آلـوده است

اینجا فاصله یک عشق تا عشق بعدی یک نخ سیگار است !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 12:51
+4
mina_z
mina_z
یه نفر برای بازدید میره به یه بیمارستان روانی . اول مردی رو میبینه که یه گوشه ای نشسته، غم از چهرش میباره، به دیوار تکیه داده و هرچند دقیقه آروم سرشو به دیوار میزنه و با هر ضربه ای، زیر لب میگه: لیلا… لیلا… لیلا…
مرد بازدیدکننده میپرسه این آدم چشه؟ میگن یه دختری رو میخواسته به اسم "لیلا" که بهش ندادن، اینم به این روز افتاده…

مرد و همراهاش به طبقه بالا میرن. مردی رو میبینه که توی یه جایی شبیه به قفس به غل و زنجیر بستنش و در حالیکه سعی
میکنه زنجیرها رو پاره کنه، با خشم و غضب فریاد میزنه: لیلا…
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/24 - 12:36
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ