عسل ایرانی
گریان شده دلم
همچون
دخترکی لجباز...
پا به زمین می کوبد؛
تو را میخواهد
تــــمام تو را...
عسل ایرانی
کاش می شد با هم باشیم ، پیش هم شاد باشیم
کاش می شد این دلامون دو قدم فاصله داشت ،
کاش می شد این دل من پر می شد هر شب و روز از اسم تو ، از یاد تو
امیرحسین
گلی را که دیروز
به دیدار من هدیه آوردی ای دوست
دور از رخ نازنین تو
امروز پژمرد
عسل ایرانی
ته دیگ " عشق ِ اول " را
.
.
.
هر چقدر که بسابی
.
.
چه با اسکاج ِ دوست داشتن های بعدی ...
.
.
چه با سیم ِ ظرفشویی عاشق شدن های بعدی ...
از " دل "ت پاک نمی شود ...
.
.
حالا تو هی بساب
.
.
و از صدای نا هنجارش سر دردبگیر … !
سحر
و زندگيت به بعضيا بايد بگي .....
من چشم ميذارم ... تو فقط برو گمشو....
عسل ایرانی
به سلامتي كسي كه تو خيالمونه
ولي بي خيالمونه