یافتن پست: #تو

ronak
ronak
در Romantic
دلتنگی من تمام نمی‌شود همین که فکر کنم من و تو دو نفریم دلتنگ‌تر می‌شوم برای تو.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 19:26
+6
ronak
ronak
در Romantic
وقتی برای گفتن و نوشتن از تو واژه کم می آورم ترجیح می دهم به تماشایت بنشینم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 19:24
+6
ronak
ronak
در Romantic
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض / یک طرف خاطره ها ، یک طرف فاصله ها / در همه آوازها حرف آخر زیباست / آخرین حرف تو چیست تا به آن تکیه کنم / حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 19:22
+6
ronak
ronak
در Romantic
هنرم بود که هرگز نشوم یار کسی / تا که رخسار تو دیدم ، هنرم باطل گشت .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 19:20
+6
ronak
ronak
در Romantic
این روزها حالم خوب است خوب ِ خوب !! نه نشانی از دلتنگی نه روزنی از سیاهی و نه وسوسه ای از دل بسـتگی! ! ! نوشتنم را بهانه ای نیست جز گفتن این که "من" بعد از "تو" به هیچ "او"یی اجازه "ما"شدن نداده ام
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 19:19
+7
ronak
ronak
در Romantic
ما گذشتيم و گذشت آنچه تو با ما كردي تو بمان با دگران ، واي به حال دگران . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 19:19
+6
ronak
ronak
در Romantic
می خواستم بمانم ، رفتم ، می خواستم بروم ، ماندم ، نه رفتن مهم بود و نه ماندن ، مهم من بودم که نبودم ، این آیینه می شکند و به هزار تصویر تکثیر می شود ، حالا بگو سهم نداشته ام از این همه "تو" کدام است ؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 19:14
+4
ronak
ronak
در Romantic
به سلطان حقيقتها فراموشت نخواهم کرد، تو تنها شعله اي هستي که خاموشت نخواهم کرد.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 19:12
+5
ronak
ronak
در Romantic
گشتم ... هر جا را که به فکرم می رسید گشتم! گشتم میان خاطرات سوخته... میان حرف ها...میان نگاه ها ... نه نمی خواهم به زبانم حتی بیاورم... که نیست ، آن چه باید باشد و نیست... ولی مجبورم باور کنم... تو رفته ای... و من از پا افتادم... به همین سادگی..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 19:12
+3
ronak
ronak
در Romantic
نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو را دارد. نمی دانم نداشتنت سخت تر است؛ یا تحمل اینکه دیگری تو را داشته باشد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 18:53
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ