یافتن پست: #تو

elahe
elahe
حیف نون میمیره وصیت نامشو باز می کنن می بینن توش نوشته: بالاخره مردم و از شر معمایی که یک عمر کلافم کرده بود راحت شدم، اینکه: چرا خواهر من دو تا برادر داره ولی من یکی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:48
+1
reza
reza
تابستون که مي شه هيچ وقت خودمو نمي بخشم که چرا به نوح گفتم اين يه جفت پشه را هم سوار کن ) جنتي( {-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:47
reza
reza
ديگه دارى خودتو لوس مى كنيا ! انداختت بيرون كه انداخت ! گريه نكن بدبخت ... تقصير خودته ... هى بهت گفتم خودتو لوس نكن ، يه سجده كه اين حرفا رو نداره ... " جنتى در حال دلدارى ابليس بعد از اخراج از بهشت{-33-}{-18-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:46
+1
rAmin
rAmin
یه روز غضنفر تلویزیون رو روشن میكنه میبینه فوتبال داره. شیلنگ رو بر میداره میگیره رو تلویزیون میگه برید در خونه خودتون بازی كنید{-18-}{-18-} آی خـــــــــــــــــدا
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:45
+3
rAmin
rAmin
دوتا نی نی پیش هم خوابیده بودن, پسره به دختره میگه: تو دختلی یا پسل؟ دختره میگه: نمی دونم, پسره میگه: بذال من بلم زیل پتو ببینم, میره و میاد میگه: تو دختلی, دختره میگه از كجا فهمیدی؟؟؟؟میگه: آخه جولابات صولتیه {-33-}{-33-}{-33-}{-21-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:40
+4
rAmin
rAmin
دختره رو میکنه به دوست پسرش میگه ببین تو از چی من خوشت میاد ؟ از هیکل قشنگم یا از قیافه زیبام پسره یه مکثی می کنه و میگه از اعتماد به نفس بالات {-11-}{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:39
+1
rAmin
rAmin
خروسه بالای دیوار بوده، یه دفعه از توی خیابون یه ماشین حمل مرغ زنده رد میشه، خروسه داد میزنه: بچه‌ها بیایین، سرویس دخترا اومد{-18-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:38
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
تو صف خود پرداز منو دیده میگه: شما هم میخوای پول بگیری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ اومدم شیر یارانه ای بگیرم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:36
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
پسر خالم تازه از انگلیس برگشته بهش میگم حالا میخوای واسه ما کلاس بزاری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ میگه: پـَـــ نــه پـَـــ میخوام رو دستتون بدم که شما واسه من کلاس بزارید
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:36
-1
elahe
elahe
طرف توی دریا داشته غرق میشده، بلند بلند فریاد میزده: كمک، کمک، من شنا بلد نیستم.. حیف نون هم با زن و بچش داشته از اونجا رد میشده، میگه: واقعا که! می بینید بچه ها؟ من تا الان هرچی داشتم خرج شماها کردم و پولی برام نموند که برم کلاس شنا ثبت نام کنم و شنا یاد بگیرم.. اما تا حالا شده که یک بار، حتی یک بار لب به گله باز کنم و پیش عالم و آدم داد بزنم که من شنا بلد نیستم؟ مرد باید یه کم تودار باشه
دیدگاه  •   •   •  1390/10/29 - 00:35

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ