fereshte
خسته ام از جنس قلابی آدم ها... هی فلانی ! راهت را بگیر و برو ... حوالی ما توقف ممنوع است
fereshte
برای شکستن تو اول تو را لخت میکنند ای گردوی کوچولو ی من . ولی سیاهی بر دستهای آنان میماند نه بر روی تو
fereshte
از چوپان پیری ک دیگ توان چوپونی رو نداش پرسیدن : چه خبر؟ با لحن تلخی گف: گرگ شد اون بره ای ک نوازشش میکردم
fereshte
گذشته ی من گذشت ... حتی میتوانم بگویم در گذشت ...! و من برایش ماه ها سوگواری کردم... خاطراتم را زیرو رو کردم ..و ای کاش های فراوان پیدا کردم
fereshte
با تو انگار تو بهشتم با تو پر سعادتم من...........
fereshte
اگر او برای تو ساخته شده ... من برای تو ویران شدم لعنتی
fereshte
به خدا گفتم خدایا : تو ک میدونسی تنهام میزاره پس چرا بم نگفتی ؟! خدا گفت : از بس بت گفت دوست دارم منم باورم شد...
fereshte
پسری ک با عشقش مث ی پرنسس رفتار میکنه مشخصه ک تو دستای یه ملکه بزرگ شده

1393/01/10 - 15:07 ( لايک توسط 1 کاربر )