یافتن پست: #تو

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/10/16 - 18:43
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/10/16 - 18:42
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگه تو با من باشی . . . . . چراخ خونم باشی . . . . . . آنقدر روشن خاموشت میکنم تا بسوزی
دیدگاه  •   •   •  1392/10/16 - 18:38
+2
be to che???!!
be to che???!!
12 دیدگاه  •   •   •  1392/10/16 - 18:35
+3
AmirAli
AmirAli

آب نریختـــــم که برگردی




آب ریختـــــم تـــا پاک شود




هر چه رد پای توست …..از زنـــدگی ام…!



 

دیدگاه  •   •   •  1392/10/16 - 18:30
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
11 دیدگاه  •   •   •  1392/10/16 - 18:27
+2
AmirAli
AmirAli

فکر میکردم تو همدردی!



ولی نه!



تو هم دردی

دیدگاه  •   •   •  1392/10/16 - 18:27
+4
AmirAli
AmirAli

چقدر عجیب است دریا...!


همین که غرقش می شوی تورا پس میزند، مثل انسانها.


دیدگاه  •   •   •  1392/10/16 - 18:22
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض
یک طرف خاطره ها یک طرف فاصله ها
در همه ی آوازها حرف آخر زیباست
آخرین حرف تو چیست؟تا به آن تکیه کنم
حرف من دیدن پرواز تو در فردا هاست
دیدگاه  •   •   •  1392/10/16 - 18:18
+3
AmirAli
AmirAli
مردی از اینکه زنش به گربه خانه بیشتر از او توجه میکرد ناراحت بود، یک روز گربه را برد و چندتا خیابان آنطرف تر ول کرد ولی تا رسید به خانه، دید گربه زود تر از اون برگشته خونه، این کار چندین دفعه تکرار شد و مرد حسابی کلافه شده بود.

بالاخره یک روز گربه را با ماشین گرداند، از چندین پل و رودخانه پارک و غیره گذشت و بالاخره گربه را در منطقه ای پرت و دورافتاده ول کرد. آن شب مرد به خانه بر نگشت آخرشب زنگ زد و به زنش گفت: اون گربه‌ی کره خر، خونه هست؟
زنش گفت: آره

مرد گفت: گوشی رو بده بهش، من گم شدم!!
دیدگاه  •   •   •  1392/10/16 - 18:14
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ