یافتن پست: #تو

AmirAli
AmirAli
غضنفر می ره توالت افتاب رو می شکنه یکی می گه چرا افتابه رو شکوندی؟
می گه ایلده واسه من فیگور می گیره پدر سگ

دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 20:05
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:57
+6
محمد
محمد
گفتند برو مصلحت این است
گفتم یک لحظه به کوتاهی لبخندی گفتن یک خداحافظ
گفتند نه برو مصلحت این است
من رفتم بی خداحافظ بی آنکه دلیل رفتنم را بگویم باترس رفتم ترس از قضاوت هایت بعد رفتنم میدانم بعد من تنهایی نخواهی ماند و بدان با اینکه رفتم ولی همیشه بی تو تنهایم
راست میگفتند شاید مصلحت من در غمهایم و برباد رفتن آرزوهایم باشد مصلحت تو با دیگری.......
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:54
+7
محمد
محمد
• سکوت همیشه به معنای “رضایت” نیست.
گاهی یعنی، “خسته ام از اینکه مدام به کسانی که هیچ اهمیتی برای فهمیدن نمی دهند، توضیح دهم.”
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:50
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دل به هـرکــس مسپار !!
گــر چه عاشـق باشد !
حکم دلداری . فقط عشق که نیست !
او بجــز عشــق باید .....
لایق عمق نگاهت باشد !!
.. و کمی هم بیـــــمار
تا نگاه تو .. تسکین بدهد روحش را !!
♥♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:49
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:48
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
حرف هايم درد دارند يا درد هايم حرف ؟

میدانید...


هر کسی در زندگی رسالتی دارد


و من حس می کنم


رسالتم هرگز نوشتن نبوده است!


در این روز ها که واژگانم را دزدیده اند و دهانم را بسته اند


قلم بر دست میگیرم


کاغذ هایم را می چینم رو به رویم


ساعت ها به انها خیره میشوم


بی انکه حتی واژه ای به ذهنم بیاید


کاغذ هایم را مچاله می کنم


و توی سطل زباله می اندازم !


کاغذ هایم من سپیدند !

دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:33
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
لطفا هر کی ایرادی در من میبینه بگه
.
.
.
....
.
.
.
.
.


.
تا بلاکش کنم....واالااا...
من چه ایرادی میتونم داشته باشم...
من به این خووبی

والاااااااااااااااااااااااا
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:28
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مورد داشتیم پسره خواسته با دوست دخترش تك چرخ بزنه،كلیپس دختره باعث واژگونی موتور شده:))

والااااااااااااااااااا روحشان شاد
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:26
+3
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO

و که می دانستی با چه اشتیاقی.....خودم را قسمت می کنم.......


پس چرا زودتر از تکه تکه شدنم......جوابم نکردی؟؟؟


برای خداحافظی خیلی دیر بود ......خیلی......


 


 خداحافظ تو ای همپای شب های غزل خوانی


خداحافظ به پایان آمد این دیدار پنهانی


خداحافظ بدون تو گمان کردی که می مانم؟


خداحافظ بدون من یقین دارم که می مانی.....


دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:24
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ