یافتن پست: #تو

hamed noori
hamed noori
ﭘﺴﺮ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﺗﻮ ﺟﻤﻊ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﻫﻤﺶ ﺩﻟﻘﮏ ﺑﺎﺯﯼ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻭﺭﺩ
ﻭ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﻫﯽ ﺣﺮﺹ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ !ﺑﻌﺪ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﺩﺍﯾﯿﻢ
ﮔﻔﺖ :
ﺳﺮ ﻣﻦ ﭼﯽ ﺧﻮﺭﺩﯼ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺑﺎ ﻣﺰﻩ ﺷﺪﻡ؟ ((
ﺩﺍﯾﯿﻢ ﮔﻔﺖ : ﮔﻪ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺑﺎﺑﺎ، ﮔﻪ ﺯﯾﺎﺩﯼ |:
دیدگاه  •   •   •  1392/08/14 - 15:38
+4
hamed noori
hamed noori
ﺧﺮﮔﻮﺵ ﻣﯽ ﺭﻩ ﺗﻮ ﺟﻨﮕﻞ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﺭﻭ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻪ ﺩﺍﺭﻩ

ﺗﺮﯾﺎﮎ ﻣﯽ ﮐﺸﻪ!
ﻣﯽ ﮔﻪ : ﺁﻗﺎ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﯾﻪ ﭘﺎﺷﻮ ﺑﺪﻭﯾﯿﻢ
ﺷﺎﺩ ﺑﺎﺷﯿﻢ!
ﻣﯽ ﺭﻥ ﺗﺎ ﻣﯽ ﺭﺳﻦ ﺑﻪ ﮔﺮﮔﻪ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻦ ﺩﺍﺭﻩ...
ﺣﺸﯿﺶ ﻣﯽ ﮐﺸﻪ، ﺧﺮﮔﻮﺵ ﻣﯽ ﮔﻪ : ﺁﻗﺎﮔﺮﮔﻪ ﺍﯾﻦ
ﭼﻪ ﮐﺎﺭﯾﻪ ﭘﺎﺷﻮ ﺷﺎﺩ ﺑﺎﺷﯿﻢ ،ﺑﺪﻭﯾﯿﻢ !
ﮔﺮﮔﻢ ﭘﺎ ﻣﯽ ﺷﻪ ،ﻣﯽ ﺭﻥ 3 ﺗﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﺭﺳﻦ ﺑﻪ
ﺷﯿﺮﻩ ،ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻦ ﺩﺍﺭﻩ ﺗﺰﺭﯾﻖ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ !
ﺧﺮﮔﻮﺵ ﻣﯽ ﮔﻪ : ﺁﻗﺎ ﺷﯿﺮﻩ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﯾﻪ ؟ﭘﺎﺷﻮ
ﺑﺪﻭﯾﯿﻢ ﻭﺭﺯﺵ ﮐﻨﯿﻢ ﺷﺎﺩ ﺑﺎﺷﯿﻢ!
ﺷﯿﺮﻩ ﻫﻢ ﻣﯽ ﭘﺮﻩ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺗﺶ!
ﮔﺮﮒ ﻭ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﻣﯽ ﮔﻦ ﭼﺮﺍ ﺧﻮﺭﺩﯾﺶ ﺩﯾﻮﺙ، ﺍﯾﻦ ﮐﻪ
ﺣﺮﻑ ﺑﺪﯼ ﻧﺰﺩ؟!
ﺷﯿﺮﻩ ﻣﯽ ﮔﻪ : ﻧﻪ ﺑﺎﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﭘﺪﺭ ﺳﮓ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺍﮐﺲ
ﻣﯽ ﺯﻧﻪ ﻣﯽ ﯾﺎﺩ ﻣﺎ ﺭﻭ ﻣﯽ ﺩﻭﻭﻧﻪ (((:
دیدگاه  •   •   •  1392/08/14 - 15:30
+3
hamed noori
hamed noori
قسـم به اون پـســری که عشقش جلو چشمش اتو خورد و رفت خونه با صدایی خواب آلود گفت:ببخشید عزیزم خواب بودم گوشی رو سایلنت بود …
قسـم به اون دخــتـری که با وعده ی ازدواج بکارتشو از دست داد و عکس عشقشو تو گوشی رفیقش دید …
قسـم به اون پـســری که با گوشی رفیقش به عشقش زنگ زد اما از فـرداش شماره همون رفیقشو تو اینباکس اس ام اس های عشقش دید …
قسـم به اون دخــتـری که هنوز تنـهاست چون نتونسته فرامـوش کنه …
و قســــم به اون جفتـی که اولین شب بعد از جـدایی رو دارن تنـهایی با چشـم خـیس تو اتاق تـاریک و خالی از هم سحر میکنن …
اینجا زمیـن است مطمئن باش یه روز دوباره همدیگرو میبینیم !!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/14 - 15:28
+3
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO

ﺑﺎﺯﻡ ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻧﻢ ﻧﻢ ﺑﺎﺭﻭﻥ
`、、、 `、、ヽ`、ヽ 、ヽ`、、ヽ ヽ
`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、 ヽ``、、
`、、ヽ、ヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ `、ヽ、ヽ
``、、`、、ヽ、ヽ ヽ `、ヽ、ヽ、ヽ
`、ヽ、ヽ``、、 `、、ヽ、ヽ ヽ
`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ ヽ、ヽ、ヽ、ヽ
ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ ヽ、ヽ`
`、ヽ、ヽ、ヽ.`、ヽ、ヽ``、、
`、、ヽ`、ヽ 、ヽ`、ヽ`、ヽ ヽ
`、ヽ、ヽ
ﭼﺸﺎﻡ ﺧﯿﺮﻩ ﺑﻪ ﻧﻮﺭﻩ ﭼﺮﺍﻍ ﺗﻮ
ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ
、ヽ`、ヽ、ヽ` `、、`、、ヽ

`、`、、ヽ`、ヽ 、ヽ`、ヽ `、ヽ ヽ
`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ、ヽ``、、`
`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ
`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ
`、ヽ `、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ
ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻣﻨﻮ ﻣﯿﮑﺸﻪ ﺍﺭﻭﻡ ヽヽ
`、ヽ、ヽ、ヽ `、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ
`、ヽヽ`、 ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ
`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽ `、ヽヽ
`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ `、ヽ、ヽ、ヽ
`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ `、ヽヽヽ、ヽ
`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ `、ヽヽ
`、ヽ、ヽ、ヽヽ ヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`            
ﭼﻪ
ﺣﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﻣﺸﺐ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭﻭﻥ
`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ
`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ
`、ヽ、ヽ、 ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、
`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ
`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ
`、ヽヽ`、ヽ、ヽ、ヽ`、ヽヽ
دیدگاه  •   •   •  1392/08/14 - 11:53
+6
AmirAli
AmirAli
رسیدم توی کوچه مون ، دیدم یه خانومی داره ماشینش رو بین دوتا ماشین دیگه پارک می کنه….
جای پارک خیلی کم بود و بنده خدا حسابی کلافه شده بود….
وایستادم و فرمون دادم بهش ، « بیابیاااا، خب!حالا فرمون رو کامل برگردون!خوبه خوبه، خاموش کن.»
بعدش هم بدون اینکه منتظر تشکر خانومه بشم راه افتادم برم
که دیدم خانومه صدا کرد و گفت دستت درد نکنه ، زحمت کشیدی!!!!
گفتم خواهش می کنم ، کاری نکردم…
گفت : دانشمند! من داشتم از پارک در می اومدم…
ازین سوتی های ضایع ندیم جلو خانومااا 
دیدگاه  •   •   •  1392/08/14 - 08:09
+6
AmirAli
AmirAli



یارو ﻣﻲ ﺯﻧﻪ ﺗﻮ ﮔﻮﺵ داداشش

داداشش ﻣﻴﮕﻪ : ﺍﺯ ﻋﻤﺪ ﺯﺩﻱ؟

ﻣﻴﮕﻪ : ﺁﺭﻩ

داداشش ﻣﻴﮕﻪ : شانس آوردی ، ﭼﻮﻥ ﺍﺻﻼً ﺣﺎﻝ ﻭ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺷﻮﺧﻲ ﻧﺪﺍﺷﺘم
دیدگاه  •   •   •  1392/08/14 - 08:03
+3
AmirAli
AmirAli
فرق بین مردای قدیم و جدید:

قدیمترها لحن مردها:

گستاخی مکن زن!! طعام را بیاور

امــا اکنون :

عسلم امشب ظرفا نوبت منه یا تو
دیدگاه  •   •   •  1392/08/14 - 08:00
+3
AmirAli
AmirAli
من اگه همین الانم زلزله بیاد

با باقیمونده غذایی که لای دکمه های کیبوردم هست میتونم یه ماه زیر آوار زنده بمونم !
دیدگاه  •   •   •  1392/08/14 - 07:58
+1
binam
binam
قدم میزدم بر روی مشکلاتم
داشتم باز هم سر تو غر میزدم
اما اینبار کمی سکوت کردم
فهمیدم دلیل مشکلاتم تو نیستی
من خودم از تو که غافل میشوم
بیراهه میروم ای بهتریم معبودم


بینام
دیدگاه  •   •   •  1392/08/14 - 00:21
+6
hamed noori
hamed noori
ﺩﯾﺸﺐ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﯿﺨﻮﻧﺪﻡ ﺑﺮﻕ ﺭﻓﺖ

ﯾﻪ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺯﯾﺮ ﻧﻮﺭ ﭼﺮﺍﻍ ﻗﻮﻩ ﮔﻮﺷﯿﻢ ﮐﺘﺎﺏ ﺭﻭ
ﺧﻮﻧﺪﻡ
ﺗﺎ ﺑﺮﻕ ﺑﺎﺯ ﺑﯿﺎﺩ
ﺍﯾﻦ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺘﻮ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﻋﻤﺮِﺑﭽﻢ ﺗﻮ ﺳﺮﺵ ﻣﯿﺰﻧﻢ...
ﻣﯿﮕﻢ ﻣﺎ ﺯﯾﺮ ﻧﻮﺭ ﭼﺮﺍﻍ ﻗﻮﻩ ﺑﻪ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﮐﺘﺎﺏ
ﻣﯿﺨﻮﻧﺪﯾﻢ
ﺍﻭﻧﻮﺥ ﺷﻤﺎ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ !!!
ﺣﺎﻻ ﺑﺒﯿﻦ ﯾﮏ ﺩﻫﻨﯽ ﺍﺯﺵ ﺳﺮﻭﯾﺲ ﮐﻨﻢ
دیدگاه  •   •   •  1392/08/14 - 00:15
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ