یافتن پست: #حال

saman
saman
در CARLO
ادمها می ایند
زندگی می کنند
می میرند و می روند...
اما فاجعه ی زندگی تو
ان هنگام اغاز می شود که 
ادمی می رود اما نمی میرد!
می ماند...
و نبودنش در بودن تو 
چنان ته نشین می شود
که تو می میری در حالی که زنده ای..
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 14:59
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اهل پنهان کاری نیستم …

اعتراف میکنم زمانی

دل کسی را سوزانده ام

حالا سیگارها یکی یکی

مرا می سوزانند !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 14:30
+4
saman
saman
تا حالا دقت کردی ؟


پیدا کردن یک آدم وفادار


از پیدا کردن یک مارمولک پرنده ی سخن گوی سرخابی تو اقیانوس آرام سخت تره !

دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 14:09
+2
saman
saman
در CARLO

یه زمانی می گفتن از تو چشماش میشه فهمید


راست میگه یا دروغ …


اما حالا دیگه اینقدر توانمند شدن بعضیا


که با چشمشونم دروغ میگن !

دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 14:07
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میدونین چشم انتظار به کی میگن؟؟؟؟؟؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اون کسیه که " روزی حاصل عمرش"با اون هیکل و قد و بالاش"با اون ریش زیباش"با اون نشاط جوونیش"با اون صدای قشنگش"یک جمله بهش گفت و برای همیشه از جلوی دیدگانش رفت:خداحافظ مادر...

و حالا...

و حالا مادر بعد از 30 سال چشم انتظاری"در انتظار حاصل عمرش نشسته"و هر روز چشمش به دم در خونشونه تا استخون های پسرش رو بیارن...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 13:45
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
برگ چغندر کیست؟؟؟!!!
.
.
.
.
.
.
.
.
اونی که پست ها رو میخونه و حالشو میبره میخنده ولی لایک نمیزنه!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 13:42
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من خسته شدم اینقد به احسان علیخانی اس ام اس زدم منو دعوت کنه ماه عسل

به هر حال این جوان ها الگو میخوان
دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 13:41
+2
behzad
behzad

هر وقت یکی یه جوک خیلی بیمزه براتون تعریف کرد الکی بلند بلند بخندین


وگرنه فکر میکنه متوجه نشدین جوکشو تکرار میکنه و بیشتر حالتونو بهم میزنه !

دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 13:25
+4
behzad
behzad

پسرا که به پارک دوبل خانوما میخندین


:)) تا حالا فوتبال بازی کردنشونو دیدین ؟ اون دیگه ته خندس

دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 13:20
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
دختر وپسری با سرعت ۱۲۰کیلومتر سواربرموتور
دختر:یواشترمن میترسم
پسر:خوش میگذره
دختر:خواهش میکنم
پسر:پس بگودوستم داری
دختر:باشه دوست دارم حالاخواهش میکنم آرومتر
پسر:حالامحکم بغلم کن(دختربغلش کرد)
پسر:میتونی کلاه ایمنی منوبرداری بذاری سرت؟اذیتم میکنه
روزنامه های روز بعد :موتور سیکلتی با سرعت ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت به ساختمانی اصابت کرد .از2 سرنشین موتورفقط1نفر نجات یافت
حقیقت این بود که درسر پایینی پسری که سوار موتور بود متوجه شد ترمز بریده اما نخواست دختربفهمد درعوض خواست که یک باردیگربشنود دوستش دارد
{-33-}
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/13 - 12:41
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ