یافتن پست: #حال

Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


براى فراموش کردنت هرشب آرزوى آلزایمر مى کنم... خوش به حال تو... که وقتى “او” آمد، بدون هیچ دردسرى فراموشم کردى...


دیدگاه  •   •   •  1392/05/7 - 01:05
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

پرسیدم چطور بهتر زندگی کنم؟ با کمی مکث جواب داد:
گذشته‌ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر
با اعتماد زمان حالت را بگذران
و بدون ترس برای آینده آماده شو
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه‌ای بیانداز
شک‌هایت را باور نکن
و هیچگاه به باورهایت شک نکن
زندگی شگفت انگیز است، در صورتی‌که بدانی چطور زندگی کنی

دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 21:14
+5
mohad
mohad
چه تلخ است دیدن آنان که شیرینی را بیشتر تلخی دوست دارند

در حالی که از شیرینی تلخی نا آگاهند....
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 18:25
+9
saman
saman
در CARLO
چند وقت پیش زمانی که بستنی خیلی گران نبود یک پسر ده ساله به یک کافی شاپ رفت،موقعیکه پشت میز نشست از گارسون پرسید:

قیمت بستنی گردویی چند است؟

او گفت: 50 سنت است.

پسر از جیبش پول درآورد و آن را شمرد.

سپس پرسید:قیمت بستنی ساده چقد است؟

آنجا افراد دیگری بودند که منتظر بستنی بودند گارسون درحالیکه کمی بداخلاق و بی حوصله بود با تندی گفت:35 سنت است.

پسر دوباره پولش را شمرد و گفت:

لطفا یک بستنی ساده بدهید.

گارسون بستنی ساده را همراه با صورن حساب برای او برد.پسر بستنی اش را خورد و پولش را به صندوق پرداخت کرد.

وقتی گارسون میز را تمیز میکرد شروع به گریه کردن کرد...در گوشه بشقاب 15 سنت بابت انعام برای او گذاشته بود.
پسر به جای بستنی گردویی ،بستنی ساده گرفت تا بتواند به او انعام بدهد...............
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 17:53
+11
saman
saman
در CARLO
یکی از فانتزیام اینه برم یه تحقیقاتی بکنم بفهمم مسی یه رگش ایرانیه(مثلا اقاش اینا). 
بعد اونم کلی حال کنه... بعد یواشکی بگه فارسی هم بلده و اینا... 
بعد بع عنوان نماینده ملت و [!]ش راضی کنمش بیاد تیم ملی ایران بازی کنه برامون 

( چه حالی میده)... 

بعد بیاد و بازی کنه ولی بازم نریم جام جهانیو از بارسا هم بندازنش بیرون 

بعد 

با دلال بازی بیارمش استقلال کنار آرش بحرانی فوتبالشو فراموش کنه..... 

دنیا شاکی بشن که چرا لذت دیدن بازیشو تو جام گرفتیم ازشون 

و خلاصه همه بیفتن دنبال اینکه کی این کارو کرده منم افقی نباشه که حتی توش گم و گور شم..
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/05/6 - 17:00]
3 دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 16:52
+5
saman
saman
در CARLO
پسر عموم استاد دانشگاهه ، استاتوس داده…
شاگردام ازم نمره میخوان چکار کنم؟

منم زیرش کامنت گذاشتم به عمه مون فکر کن…
تا حالا 200 تا لایک گرفتم از دانشجوهاش
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 16:46
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اون بار:

من نمی خواستم باشم

اما خودش از من خواست که باشم. خود خودش

احساس کردم فرق دارم



این بار:

من میخواستم باشم

اما او نخواست که من باشم. فقط من

احساس کردم فرق دارم



نتیجه گیری ریاضی:

یه اپسیلون بیشتر بعلاوه یه اپسیلون کمتر میشود صفر

به عبارت ساده تر: هیچ فرقی با هیچ کسی ندارم.

حالا شدم مثل همه



آخیش. راحت شدم...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 16:15
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من هیچوقت نفهمیدم چرا آدما زیرِ پتو احساس امنیت میکنن…
حالا گیریم یه قاتل اومد توی اتاق خواب، حتما میگه:
الان اومدم بکشمت… اَه لعنتی پتو داره نمیشه!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 16:12
+4
be to che???!!
be to che???!!
مي دوني سريعترين راه به چنگ اوردن قلب يك مرد چيه ؟ پاره كردن سينه اش با يك كارد اشپزخانه
5 دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 15:57
+3
saman
saman
در CARLO

یه سوالی از صبح تا حالا ذهن مارو درگیر کرده


ببینین شما میتونین بهش جواب بدین؟


اگه “مردان آنجلس” یه زن همراهشون بود


بازم میتونستن ۳۰۰سال با خیال تخت بخوابن!؟

3 دیدگاه  •   •   •  1392/05/6 - 15:45
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ