یافتن پست: #حرف

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مرا به مهمانی سکوتت دعوت کن. وقتی دلگیر می شوی، وقتی تو هم از خودت خسته می شوی. مرا دعوت کن، به عمیق ترین تنفس، به ژرفترین بغض... به سوزناکترین آه. به طولانی ترین تعطیلی غمزده. به غروب دلتنگی ات. مرا دعوت کن به خودت، به دلت ، به حرفت ، به ناگفته هایت... نامحرم کسی است که نامرد باشد! مرا به مردانه ترین دوستی ها دعوت کن ... می خواهم در دستهای امن تو ایمان بیاموزم. می خواهم ایمان به دوست را بیاموزم. می خواهم بیاموزم که ؛ ناگفتنی ترین کلمات را که در ناگفته ترین الفاظ پنهان مانده اند...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 22:22
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تنهایی یعنی 


هنوزم سعی میکنی از تو رفتارش و حرفهاش


یه نکته ای پیدا کنی که بخودت تلقین کنی


داره به تو فکر میکنه.....
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 22:10
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند

معنای کور شدن را گره ها میفهمند

سخت بالا بری ساده بیایی پائین

قصه تلخ مرا سرسره ها میفهمند

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن

چشمها بیشتر از حنجره ها میفهمند
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:52
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:41
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:25
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سلام
مرا ببخش
نمی دانم چرا سکوت کرده ام
بیش از اینها مرا ببخش
چرا که مدتهاست که ترسیده ام
در این هجوم وحشی زندگانی ، در میان این درندگان خونخوار
جسمم دریده شد
قلبم پاره پاره شد
و چشم اشک بارم ،خون گریید
مرا ببخش
مرا ببخش ای دلپذیر
جانم به لب رسید
دلپذیر من دگر گلایه ای بر لبم نیست
چرا که تنها جرعه ای آب می خواهم تا زنده بمانم
مرا لمس کن
مرا در دستانت حس کن
مرا در چشمانت لمس کن ، بر روی گونه هایت، در آغوشت
چرا که من در درون تو زندگانی گزیده ام
لانه ام در درون توست
پس خودم را به تو می سپارم
و بیش از هر چیز می خواهم تا محافظم باشی
مرا بپذیری و کنارم باشی
مرا جرعه ای آب ده برای زنده ماندن
تنها همین و بس
دگر حرفی برای گفتن نیست
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:13
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلم برای یواشکی ها مان تنگ شده !

یواشکی حرف زدن شبونه تا صبح!
برای بوســــه های پشت گوشی!

با صدای آهسته گفتن "دوستت دارم 
 
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:11
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
گاهی حرف ها وزن ندارد …
ریتم ندارد …
آهنگ ندارد …
اما خوب گوش کن ، درد دارند
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 18:59
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسرک نگاهم کرد و گفت آقا چسب زخم دارم ارزون میدم گفتم زخمهایم عمیقتر از این حرفاست پسرک گفت برو بابا خب عین بچه ادم بگو پول ندارم :دی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 15:44
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهے دلمـ از ـهر چه آدمـ است مے گیرد...!

گاهے دلمـ دو کلمه حرف مهربانانه مےخواهد...!

نه به شکل ِ دوستت دارم و یا نه بــ ِ شکل ِ بے تو مے میرمـــ...!

ساده شاید ، مثل دلتنگ نباش... فردا روز دیگر ے ست
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 15:32
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ