♥ نگار ♥
ﻣﮑﺎﻟﻤﻪ ﯼ ﺩﻭ ﺟﻦ ﺩﺭ ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ
ﻓﯿﻠﻢ ﺍﻧﺴﺎﻧﮕﯿﺮ 2 ﺭﻭ ﺩﯾﺪﯼ ؟
_ ﺁﺭﻩ ﺩﯾﺪﻡ ... ﺗﻮ ﺩﯾﺪﯼ ؟
_ ﺁﺭﻩ ... ﺧﯿﻠﯽ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮐﻪ
_ ﺁﺭﻩ ... ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺗﺎ ﺩﻭ ﻫﻔﺘﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﯾﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭘﺸﺖ
ﺳﺮﻣﻪ !
_ ﻣﻦ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺍﻧﺴﺎﻧﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺷﺒﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﯿﻢ ﺑﺎﻻ ﺳﺮﻣﻮﻥ
ﻭﺍﯾﻤﯿﺴﻦ ﻧﮕﺎﻣﻮﻧﻦ ﻣﯿﮑﻨﻦ ... ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺍﺭﻩ ؟
_ ﻭﺍﯼ ﺧﺪﺍ ﻧﮕﻮ ﻣﻦ ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ !
_حتی شنیدم میشه انسان و ظاهر کرد و دید !
_ یا حضرت جناعیل !!
_ ﺍﺻﻼ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻥ ... ﺧﺮﺍﻓﺎﺗﻪ
_ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺑﺎﺷﻪ
بگیریم بخوابیم بابا از این حرفای ترسناک نزن من از انسان میترسم !!!
sasan pool
توی برنامه شبکه بازار رفته بود توی این مغازه ها که آب آبغوره و لیمو میگیرن طرف گفت این شیشه های سرکه انگور ما 4 ساله هست من حالا نمیدونم واقعا سرکه بود یا نه ولی خدا منحرفین به راه راست هدایت کنه.
♥ نگار ♥
اگر حرف وزن نداره ؛
پس چه جوری کمر آدم رو میشکنه ؟!
♥ نگار ♥
داستان واقعی:
زن و شوهره با هم قهرند و با کنایه با هم حرف میزنند ...
زنه ناهار نمیپزه، مرده میاد خونه میگه ناهار نپختی؟؟؟
زنه: بعله دیگه جدیدا اینطور شده
یه ساعت بعد:
زنه به مرده میگه: چرا قبض تلفن رو ندادی تلفن قطع شده؟
مرده: بعله دیگه جدیدا اینطور شده
عصر:
مرده: چرا شلوارمو نشستی؟ با دوستام قرار دارم
زنه: بعله دیگه جدیدا اینطور شده
شب زنه و مرده داشتند سریال میدیدند بچه 9 سالشون میاد سیم انتن تلوزیون رو قطع میکنه، هر دوشون سر بچه داد میزنند دیوونه شدی؟
بچهه: بعله دیگه جدیدا اینطور شده