یافتن پست: #حرف

`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
3 دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 11:45
+7
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/04/28 - 22:46
+4
alifabregas
alifabregas
من از این همه سلامِ ضبط شده خسته ام جانم! دلم حرفی نو میخواهد .. حرفی ناب ساده هم اگر باشد عیبی ندارد.. مثلا بگو دلم برایت تنگ شده همین!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/28 - 17:38
+4
مهسا
مهسا
دیدگاه  •   •   •  1392/04/28 - 17:38
+6
mina
mina

 


ﺧـــــــﺪﺍﯾﺎ !ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ !ﺣﺮﻓﻬﺎﯾــﻢ !ﺑﻮﯼ ﻧﺎﺷﮑﺮﯼ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ !اما تو به حساب درد و دل بگذار


و نگذار این رشته پاره شود
دیدگاه  •   •   •  1392/04/28 - 15:01
+3
mamad-rize
mamad-rize
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/04/28 - 13:33
+4
مهسا
مهسا

زندگی

"زندگی" بـه من آموخـت . . .

آدمها نـه " دروغ " می گویند

نه زیر " حرفشان " می زنند .

اگر " چیزی " می گویند . . .

صرفا " احساسشان " درهمان لحظه سـت

نبـایـد رویش " حساب " کرد
دیدگاه  •   •   •  1392/04/28 - 02:57
+5
مهسا
مهسا

سخت است حرفت را نفهمند،

سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،

حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد

وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،

اشتباهی هم فهمیده اند.

.:: دکتر علی شریعتی ::.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/28 - 02:15
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
خدا: بنده ي من نماز شب بخوان و آن يازده رکعت است.

بنده: خدايا !خسته ام!نمي توانم

خدا: بنده ي من، دو رکعت نماز شفع و يک رکعت نماز وتر بخوان.

بنده: خدايا !خسته ام برايم مشکل است نيمه شب بيدار شوم.

خدا: بنده ي من قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان

بنده: خدايا سه رکعت زياد است

خدا: بنده ي من فقط يک رکعت نماز وتر بخوان

بنده: خدايا !امروز خيلي خسته ام!آيا راه ديگري ندارد؟

خدا: بنده ي من قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو يا الله

بنده: خدايا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم مي پرد!

خدا: بنده ي من همانجا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله

بنده: خدايا هوا سرد است!نمي توانم دستانم را از زير پتو در بياورم

خدا: بنده ي من در دلت بگو يا الله ما نماز شب برايت حساب مي کنيم

بنده اعتنايي نمي کند و مي خوابد

خدا:ملائکه ي من! ببينيد من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابيده است چيزي به اذان صبح نمانده، او را بيدار کنيد دلم برايش تنگ شده است امشب با من حرف نزده

ملائکه: خداوندا! دوباره او را بيدار کرديم ،اما باز خوابيد

خدا: ملائکه ي من در گوشش بگوييد پروردگارت منتظر توست

ملائکه: پروردگارا! باز هم بيدار نمي شود!

خدا: اذان صبح را مي گويند هنگام طلوع آفتاب است اي بنده ي من بيدار شو نماز صبحت قضا مي شود خورشيد از مشرق سر بر مي آورد

ملائکه:خداوندا نمي خواهي با او قهر کني؟

خدا: او جز من کسي را ندارد...شايد توبه کرد...

بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 23:32
+7
*elnaz* *
*elnaz* *
ساکت بودن و (بودن)بهتر از حرف زدن و (نبودن) است.......باش حتی اگر بین مان حرفی برای گفتن نیست......
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 17:10
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ