یافتن پست: #حرف

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگه قراره با دمپایی ابریِ خیس تو دهنِ کسی‌زده بشه !
اون کسی‌ نباید باشه جز پسری که با صدای بچگونه حرف میزنه . . . !
دیدگاه  •   •   •  1392/02/30 - 19:53
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ازم دوری اما دلت با منه
ازت دورم اما دلم روشنه
توو چشمای تو عکس چشمامه و توو چشمای من عکس چشمای تو
توی این لحظه هایی که دورم ازت،
همه خاطره هامونو خط به خط،
دوباره توو ذهنم نگاه می کنم
دارم اسمتو هی صدا می کنم
کی گفته از عشق ِ تو دست می کشم؟
دارم با خیال تو نفس می کشم
چه حس عجیبی، چه آرامشی
تو هم با خیالم نفس می کشی
می دونم تو هم مثل من دلخوری
تو هم مثل من بغضت رو می خوری
نگاهت پر از حرف و درد دله
ولی خب تموم میشه این فاصله
دوباره مث اون روزای قدیم
که با هم توو بارون قدم می زدیم
از احساس همدیگه حظ می کنیم
زمین و زمان رو عوض می کنیم
کی گفته از عشق ِ تو دست می کشم؟
دارم با خیال تو نفس می کشم
چه حس عجیبی، چه آرامشی
تو هم با خیالم نفس می کشی
می دونم تو هم مثل من دلخوری
تو هم مثل من بغضت رو می خوری
نگاهت پر از حرف و درد دله
ولی خب تموم میشه این فاصله
دوباره مث اون روزای قدیم
که با هم توو بارون قدم می زدیم
از احساس همدیگه حظ می کنیم
زمین و زمان رو عوض می کنیم
ازم دوری اما دلت با منه .
دیدگاه  •   •   •  1392/02/30 - 19:45
+4
AmiR
AmiR
همیشه در حالیكه

یه عالمه حرف بیخ گلوت چسبیده!

یه عالمه اشك توی چشاته!

یه عالمه حسرت توی دلت تلنبار شده...

باید بگی:خب...خداحافظ !...

خداحافظ!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/02/30 - 14:28
+5
parisa
parisa
شده بعضی وقتا یهو دیگه دوستش نداشته باشی؟؟؟؟

به خودت میگی اصلا واسه چی دوستش دارم؟؟؟

مگه کیه؟؟؟

مگه واسم چیکار کرده؟؟؟؟

مگه چیکار کرده که از همه بهتر باشه؟؟؟؟

اصلا منکه از اون خیلی بهترم......

بعد به خودت میخندی که اصلا واسه چی خودتو اینهمه اذیت کردی....؟!

یهو یه چیزی یادت میاد!!!

یه چیز خیلی کوچیک.....

مثل....یه خاطره....

یه حرف....

یه لبخند....

یه نگاه...

همین....همین کافیه تا به خودت بیای

و مطمعن بشی که نمیتونی فراموشش کنی...
دیدگاه  •   •   •  1392/02/29 - 20:50
+8
Mohammad
Mohammad
آساني مي‌شود در دفترچه تلفن كسي جايي پيدا كرد، ولي به سختي مي‌شود در قلب او جايي دست و پا كرد.

به راحتي مي‌شود در مورد اشتباهات ديگران قضاوت كرد، ولي به سختي مي‌شود اشتباهات خود را يافت.

به راحتي مي‌شود بدون فكر كردن حرف زد، ولي به سختي مي‌شود زبان را مهار كرد.

به راحتي مي‌شود كسي را كه دوستش داريم از خود برنجانيم، ولي به سختي مي‌شود اين رنجش را جبران كنيم.

به راحتي مي‌شود كسي را بخشيد، ولي به سختي مي‌شود از كسي تقاضاي بخشش كرد.

به راحتي مي‌شود قوانين را تصويب كرد، ولي به سختي مي‌شود به آنها عمل كرد.

به راحتي مي‌شود به رؤياها فكر كرد، ولي به سختي مي‌شود رؤيايي را بدست آورد.

به راحتي مي‌شود هر روز از زندگي لذت برد، ولي به سختي مي‌شود به زندگي ارزش واقعي داد.

به راحتي مي‌شود به كسي قول داد، ولي به سختي مي‌شود به آن قول عمل كرد.

به راحتي مي‌شود دوست داشتن را بر زبان آورد، ولي به سختي مي‌شود آن را نشان داد.

به راحتي مي‌شود اشتباه كرد، ولي به سختي مي‌شود از آن درس گرفت.

به راحتي مي‌شود گرفت، ولي به سختي مي‌توان بخشش كرد.

به راحتي مي‌شود دوستي را با حرف حفظ كرد، ولي به سختي مي‌ش_
آخرین ویرایش توسط MohammadBR_Unique در [1392/02/29 - 17:33]
دیدگاه  •   •   •  1392/02/29 - 17:32
+5
roya
roya
در CARLO
گیاهخواری: طریقه ای از زندگی که قدیما، شکارچیان دست و پا چلفتی اختراع کرده بودند .

زن همسایه : موجودی که ساعت ها دم در حرف میزند اما داخل نمیاد چون دیرش میشود .

رزومه: جمع آوری هرگونه اطلاعات غلط درباره خود به منظور دستیابی به یک شغل پردرآمدتر

ازدواج: وقتی که دو نفر تبدیل به یک نفر می شوند، اما مشکل اینجاست که دقیقا کدام یک؟

پیری: وقتی آره یعنی نه، شاید یعنی حتما، جالبه یعنی خاطره و نوه آویزان از یخچال می شود.

صداقت: حالتی که شما پس از نوشیدن هفده دلستر لیمویی پشت سر هم دچارش می شوید.

هالک شگفت انگیز: بر و بچه های بدنساز، پس از پایان تمرین، چنین تصوری از هیکل خود دارند .

جالبه: کلمه ای که در چت های محترمانه، به منظور پایان مکالمه طرف مقابل استفاده می شود.

و غیره: علامتی که این مفهوم را می رساند؛ شما بیش از چیزی که واقعا می فهمید، می فهمید.

شخصیت: آن چیزی است که اگر شما آن را از دست بدهید، همه اطراف شما را خالی خواهند کرد.

پزشک: آدمی که با قرص هایش درد را از شما گرفته و با صورت حسابش، مرگ را به شما هدیه می دهد.

خانه داری: مجموعه کارهایی که درون خانه صورت می گیرد، شامل خوابیدن
دیدگاه  •   •   •  1392/02/29 - 14:08
+3
AmiR
AmiR
«اريك» ده سال در شيفت شب آلكاتراز كار كرد. از نظر او بدترين قسمت كار، رفتن به اتاق اعدام با صندلي الكتريكي بود. يك شب او روي صندلي شوك نشست و عكس يادگاري گرفت تا به دوستانش نشان دهد. وقتي فيلم را ظاهر كرد در عكس تصوير صورتي را ديد كه از پشت صندلي خيره به او نگاه مي‌كند. او هنوز هم نمي‌داند آن صورت چه بود. اريك مي‌گويد گاهي اوقات واقعا احساس وحشت مي‌كردم. نگهبان‌هاي ديگر داستان‌هايي درباره اتفاقات آن جا تعريف مي‌كردند ولي من سعي مي‌كردم توجهي به حرف آنها نكنم اما گاهي اوقات احساس ترس اجتناب‌ناپذير بود.
«مري مك كلر» دوازده سال است كه در اين جزيره كار مي‌كند. او از انزواي آن جا لذت مي‌برد و مي‌گويد «اين‌جا يك محل فانتزي استاندارد براي من است.» با اين حال او هم اتفاقات عجيبي را تجربه كرده است. وي مي‌گويد«بارها برايم اتفاق افتاده كه احساس مي‌كردم كسي مرا نيشگون مي‌گيرد. من توضيحي براي آنها ندارم به همين خاطر هيچ‌وقت در موردشان با كسي حرف نزدم.»
«جان بنر» در دهه پنجاه، چهار سال از عمر خود را در اين زندان گذراند اين سارق بانك كه هم اكنون در آريزونا زندگي مي‌كند درباره زوزه‌هاي باد مي‌گويد «شب
دیدگاه  •   •   •  1392/02/29 - 12:57
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
ميگمااااااااااا براتون پيش اومده...... ﯾﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺭﺍﺳﺘﺸﻮ ﻣﯿﮕﯿﺎ ﻭﻟﯽ معلوم نيس چه مَرَضيه ﺧﻨﺪﺕ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﮐﺴﯽ ﺣﺮﻓﺘﻮ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ :-)
دیدگاه  •   •   •  1392/02/29 - 12:41
+5
Ashkan ZEON
Ashkan ZEON
دیگه خستم از تکرار/دیگه اشکم از چشمام
نمیاد تا شاید یکم آروم بشم/دیگه نوری نداره حتی فانوس شب
حتی بارونشم دیگه پر از دود غلیظه/هرکیو میبینی میناله یا اینکه مریضه
همه باهم دیگه اینجا شدن غریبه/توی حرف راستشونم پر از فریبه
هرچی میخوای بابا نداره قدرت خریدش/پس ترجیح میده پای صحبت نشینه
خدا کو پس دلیل اینکه شکرت کنم/بگو این همه خالیو با چی پرش کنم
آرزوم شده 1 شب باشه صبحش روشن/هرکی میوفته نشه تنها خودش بلند
بزار غرش کنم بگم از بغض توی گلوم/از تن فروشی که میگه نخورده نون حروم
زوده هنوز خیلی حرف توی دل پژمردمه/سندشم همین ورقای خط خوردمه...
Ashkan Zeon
3 دیدگاه  •   •   •  1392/02/28 - 22:06
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
انواع جواب دادن اس ام اس بعضیاااا

1 . یه عده هستن زیر یه دقیقه جواب میدن تپل درست حسابی...!!
آدم حس میکنه رو در رو باش وایساده قشنگ باش داره حرف میزنه...!!!

2 . یه عده دیر جواب میدن اما کامل و خوب...!!
آدم حس تبادل نامه بش دست میده...!!

3 . یه عده هرچی براشون میفرستی یکی دو کلمه جواب میدن...مخصوصا اوکی...!!
حس حرف زدن با کر و لال به آدم دست میده...!!

4 . یه عده دیگه که کلا اصن جواب نمیدن هر چی بگی...!!
حس نشستن سر قبر مرده و فاتحه خوندن به آدم دست میده.....
دیدگاه  •   •   •  1392/02/28 - 20:22
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ