یافتن پست: #حرف

حمید
حمید
در SMS
تمام حرف هایم را از چشمانم خواندی
چشمان تو آگاه بود یا چشمان من رسوا؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 23:38
+4
parham
parham
حرفی ندارم دیگه!!!!!!!!!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 20:22
+5
مهسا
مهسا
دنیای عجیبی شده است!!! برای دروغ هایمان، خدا را قسم میخوریم... و به حرف راست که میرسیم، می شود جان تو...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 17:10
+4
ronak
ronak
اگه زنها دنیا رو می‌گردوندن

هیچ جنگی وجود نداشت !

فقط چندتا کشور باهم قهر بودن و حرف نمی‌زدن !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 14:09
+2
ebrahim
ebrahim
سخت ترین کار برای خانومها چیست ...؟؟
1 - پارک دوبل
2-دوستی با حیوانات به خصوص سوسک
3-مدیریت
4 -رانندگی در شب و در جاده
... ... 5 -حرف نزدن
6-حسادت و شک نکردن
7-خرید نکردن
8-نگاه نکردن سریالهای فارسی وان
9 -به شوهر فکر نکردن
10-همه موارد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:55
+3
امیرحسین
امیرحسین
سخت ترین کار برای خانومها چیست ...؟؟
1 - پارک دوبل
2-دوستی با حیوانات به خصوص سوسک
3-مدیریت
4 -رانندگی در شب و در جاده
... ... 5 -حرف نزدن
6-حسادت و شک نکردن
7-خرید نکردن
8-نگاه نکردن سریالهای فارسی وان
9 -به شوهر فکر نکردن
10-همه موارد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:49
+6
ronak
ronak
در یخچال ارتباط مستقیم با حال و روحیه آدم داره؟! وقتی خوشحالی میری در یخچالو وا میکنی! وقتی ناراحتی میری در یخچالو وا میکنی! وقتی کسلی میری در یخچالو وا میکنی! داری با تلفن حرف میزنی میری در یخچالو وا میکنی! وقتی نمیدونی چته! میری در یخچال و وا میکنی! و... اَصَن باز کردن الکی در یخچال یه حالی میده
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 13:43
+3
ronak
ronak
دوست دختر غضنفر بهش می گه یه حرفی بزن تا قلبم وایسه، غضنفر بعد از کمی فکر می گه: “داداشت پشت سرته!”
دیدگاه  •   •   •  1390/12/1 - 12:28
امیرحسین
امیرحسین
یک کاغذ سفید را هرچقدر هم تمیز و سفید باشد کسی قاب نمیکند
برای ماندگاری حرفی باید زد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 22:09
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
از دوستان:

اعتراف میکنم چند ماه پیش تو شرکت بودم سر کارام یوهو مدیر عامل از تو اتاق خودش گفت: امیــــــــــــــــــر جووون...بلند گفتم جانم؟ گفت خیلی میخوامـــت....گفتم منم همینطور....گفت پیش ما نمیای؟؟؟؟ گفتم چرا..حمتاً..از پشت میزم بلند شدم برم تو اتاقش..به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفن حرف میزنه با امیر دوستش
و من از شدت ضایگی دیوارو گاز گرفتم....
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/30 - 19:12
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ