حالا که فهمیدم دولت امریکا همه مکالمات رو شنود میکرده ؛ میگم خدا کنه به اون قسمت از حرفام که داشتم به مامانم میگفتم خععلی دوس دارم تو امریکا زندگی کنم ترتیب اثر بده....
به قول مرحوم خسرو شکیبائی : نامه ای خواهم نوشت … نامه ام باید کوتاه باشد ، ساده باشد ، بی حرفی از ابهام و آیه ، از نو برایت مینویسم … حال همه ما خوب است ، اما تو باور نکن !
میخواهم با تو کمی درد دل کنم میخواهم اینک که چشمانم پر از اشک است حرف های دلم را به تو بگویم بغض گلویم را می فشارد،اشک از چشمانم میریزد با همین بغضی که دارم میگویم که خیلی دوستت دارم نمیدانم چرا در این لحظه بغض گلویم شکست و گریه کردم بگذار اینک در این حال و هوای بارانی چشمانم حرفهای دلم را بگویم تو بهترین هدیه ی دنیا هستی تو بهترین و بزرگترین آرزوی دنیایی که در دلم نشستی خیلی دوستت دارم،به خدا تنها تو را دارم قطره های اشک از چشمانم میریزد، این تنها خدا است که میبیند حال مرا، میفهمد درد این دل عاشق مرا کمی تو آرامم کن ای خدا آرامم کن، مرا از این حال و هوای پر از غم رها کن آن کسی که دوستش دارم هنوز باور ندارد عشق مرا این حال پریشان مرا باور ندارد قلب عاشق مرا ، گریه های هر روز و هر شب مرا زمانی بود که هیچگاه طاقت دیدن اشکهایم را نداشت زمانی بود که طاقت شکستن دل عاشق مرا نداشت حالا اشکم را در می آورد