یافتن پست: #حس

*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/07/3 - 23:40
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به ســــــلامتی اونی که ..

وقتی میــــدونه

رو چیزی حساسی
یا
از کاری بدت میـــاد

حواسش هست که ناراحتت نکنه .. !!

دارید همچین کسی رو ؟
دیدگاه  •   •   •  1392/07/3 - 19:29
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/3 - 19:17
+3
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/07/3 - 16:54
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺁﺏ ﺭﯾﺰﺵ ﺑﯿﻨﯽ ﺩﺍﺭﻡ ، ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ ﯾﻪ ﻗﺮﺹ ﺿﺪ ﺣﺴﺎﺳﯿﺖ ﺑﮕﯿﺮﻡ .

ﺗﻮ ﻋﻮﺍﺭﺽ ﺟﺎﻧﺒﯿﺶ ﻧﻮﺷﺘﻪ : ﺳﺮﺩﺭﺩ، ﺳﺮﮔﯿﺠﻪ، ﻧﻔﺦ، ﺣﺎﻟﺖ ﺗﻬﻮﻉ، ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﻭ ﺑﯿﻨﯽ، ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺩﺭ ﺗﺸﺨﯿﺺ، ﻧﺎﺭﺳﺎﯾﯽ ﮐﺒﺪ ﻧﺎﺭﺳﺎﯾﯽ ﮐﻠﯿﻪ، ﻧﺎﺭﺳﺎﯾﯽ ﻗﻠﺐ، ﺳﮑﺘﻪ ﻗﻠﺒﯽ، ﺳﮑﺘﻪ ﻣﻐﺰﯼ، ﻣﺮﮒ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ !

ﭘﺸﯿﻤﻮﻥ ﺷﺪﻡ ، ﻣﯿﮑﺸﻢ ﺑﺎﻻ ﺍﻣﻨﯿﺘﺶ ﺑﯿﺸﺘﺮ :|
دیدگاه  •   •   •  1392/07/3 - 15:59
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه بارم زنگ زدم خونه دوس پسرم باباش جواب داد منم الکی گفتم منزل جعفری اومد زرنگی کنه گفت بفرمائید با کی کار داشتید ؟!!
گفتم مرتیکه دیوث گوه میخوری پول نداری توحسابت چک میکشی یا تاظهر پول میریزی حساب یادهنتــــــو سرویس میکنم مامور میارم جلبت میکنم
همینجوری که داد میزدم دیدم میگه عاقا بخدا حواسم نبود ، اشتبا گرفتید منزل جعفری نیس یهو گوشیو قطع کرد :)))))))))))
بیخود نیس میگن بهترین دفاع حملس
دیدگاه  •   •   •  1392/07/3 - 15:58
+5
saeed
saeed

چشمان یخ بسته کودک کولی دوخته به یک لیوان چای گرم شاید دستهایش بتواند گرمای لیوان را لمس کند شاید جرعه ای گرما بنوشد ولی پاهای یخ زده اش مجال حرکت ندارد. کاش توانی داشت .از کوچه های بیکسی میگذرد بوی مرغ بریان از خانه ای سراسر وجودش را فرا میگیرد پاهایش سست میشود کنار پنجره ای می ایستد تا شادی را بنگرد. خانواده کنار شومینه غذای گرم هدیه کریستمس آه شاید او نیز میتوانست هدیه ای داشته باشد. از کوچه حسرت میگذرد برف میبارد به آسمان می نگرد دستهایش دیگر حرکت نمی کند چشمانش یخ زده گوشه ای مینشیند گرمای موسیقی عجیبی او را جذب میکند یک موزیک ملایم یک نوای دلنشین کاش او هم میتوانست بنوازد چشمانش را بر روی هم میگذارد سوز هوا بیشتر شده شدت برف تندتر.تمامی وجودش یخ زده نوری او را احاطه میکند با صدایی دلنشین که او را فرا میخواند چشمانش را باز میکند در آغوش نور جای میگیرد.


این بهترین هدیه کریستمس او بود

دیدگاه  •   •   •  1392/07/3 - 13:11
+2
saeed
saeed
دیدگاه  •   •   •  1392/07/3 - 12:23
+5
ساناز
ساناز

کرکره ی احساسم را پایین کشیده ام!!! به جاده ای دیگر برو به جایی که هوس... قشنگترین کلمه ی ذهن ساکنان اش است.....!!!

دیدگاه  •   •   •  1392/07/3 - 11:51
+8
ساناز
ساناز

همیشه احساست را نسبت به دیگران برای آنها بیان کن ، وقتی آنها از احساست نسبت به خود آگاه می شوند احساس بهتری خواهی داشت .

دیدگاه  •   •   •  1392/07/3 - 10:44
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ