من به یک احساس خالی دلخوشم
در کنار سفره اسطوره ها
من به یک ظرف سفالی دلخوشم
مثل اندوه کویر و بغض خاک
با خیال آبسالی دلخوشم
سر نهم بر بالش اندوه خویش
با همین افسرده حالی دل خوشم
با بهار نقش قالی دلخوشم
با غم آسوده بالی دلخوشم
گرچه اهل این خیابان نیستم
در حسن رخ خوبان پیدا همه او دیدم
در چشم نکورویان زیبا همه او دیدم
در دیدهٔ هر عاشق او بود همه لایق
وندر نظر وامق عذرا همه او دیدم
دلدار دل افگاران غمخوار جگرخواران
یاری ده بییاران، هرجا همه او دیدم
مطلوب دل در هم او یافتم از عالم
مقصود من پر غم ز اشیا همه او دیدم
دیدم همه پیش و پس، جز دوست ندیدم کس
او بود، همه او، بس، تنها همه او دیدم
آرام دل غمگین جز دوست کسی مگزین
فیالجمله همه او بین، زیرا همه او دیدم
دیدم گل بستان ها ، صحرا و بیابان ها
او بود گلستان ها ، صحرا همه او دیدم
هان! ای دل دیوانه، بخرام به میخانه
کاندر خم و پیمانه پیدا همه او دیدم
در میکده و گلشن، مینوش می روشن
میبوی گل و سوسن، کاینها همه او دیدم
در میکده ساقی شو، می در کش و باقی شو
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد صیاد رفته باشد
آه از دمی که تنها، با داغ او چو لاله
در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد
امشب صدای تیشه از بیستون نیامد
شاید به خواب شیرین، فرهاد رفته باشد
خونش به تیغ حسرت یا رب حلال بادا
صیدی که از کمندت آزاد رفته باشد
از آه دردناکی سازم خبر دلت را
وقتی که کوه صبرم بر باد رفته باشد
رحم است بر اسیری کز گرد دام زلفت؟
با صد امیدواری ناشاد رفته باشد
شادم که از رقیبان دامن کشان گذشتی
گو مشت خاک ما هم، بر باد رفته باشد
پرشور از "حزین" است امروزکوه و صحرا
مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد
مردان خدا پردهٔ پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند
هر دست که دادند از آن دست گرفتند
هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند
یک طایفه را بهر مکافات سرشتند
یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند
یک فرقه به عشرت در کاشانه گشادند
یک زمره به حسرت سر انگشت گزیدند
جمعی به در پیر خرابات خرابند
قومی به بر شیخ مناجات مریدند
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد
یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
فریاد که در رهگذر آدم خاکی
بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند
همت طلب از باطن پیران سحرخیز
زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند
زنهار مزن دست به دامان گروهی
کز حق ببریدند و به باطل گرویدند
چون خلق درآیند به بازار حقیقت
ترسم نفروشند متاعی که خریدند
کوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است
کاین جامه به اندازهٔ هر کس نبریدند
مرغان نظرباز سبکسیر فروغی
از دام گه خاک بر افلاک پریدند
بازیکن تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز در واکنش به صحبت های علی دایی گفت: من و سرمربی فعلی پرسپولیس برای یک هم بار هم شده مثل مرد با هم تسویه حساب کنیم.
1392/05/21 - 20:16علی کریمی پس از پیروزی یک بر صفر تیمش مقابل سپاهان و اینکه وی نقش حیاتی در این پیروزی داشته، عنوان کرد: نظر لطف شماست من این طور فکر نمی کنم. در بازی قبلی بچه های تراکتورسازی همه تلاش کردند که سه امتیاز را گرفتیم. البته بازی امروز بازی سنگین تری بود اما در این بازی از لحاظ کیفی ضعیف تر از بازی قبل بودم خدا را شکر در یک صحنه برای تیمم مفید شدم و نتیجه خوبی را رقم زدیم. بعد از گل با تلاش بازیکنان همه از نتیجه محافظت کردیم و سه امتیاز را گرفتیم. سپاهان تیم خوبی است که مربی موفقی دارد و مدیریت و مربی خوبش باعث شده این تیم را بالا نگه دارد. سه امتیاز بسیار خوب بود و در آینده اثرش معلوم می شود.
کریمی در مورد اینکه آیا توان نود دقیقه بازی کردن را دارد، گفت: ما هم مثل بقیه تمرین می کنیم، نه بیشتر نه کمتر کار می کنیم مثل سایر بازیکنان تمریناتی که مربی در نظر می گیرد انجام می دهم. خدا را شکر در این دو هفته توانستیم 6 امتیاز را بگیریم و امیدوارم روند بردهایمان ادامه پیدا کند.
وی افزود: من از بازی امروزم راضی نبودم. شرایطم ایده آل نبود و خوشحالم که به پیروزی رسیدیم. دو تیم خوب شهرستانی که در کورس بودند امروز به مصاف یکدیگر رفتند. سپاهان خوب بود اما فوتبال بی رحم است. من برای بازیکنان سپاهان آرزوی موفقیت می کنم.
هافبک تراکتورسازی در مورد اینکه آیا تصمیم داور در مورد پنالتی درست بود اظهار داشت: در کار داوری دخالت نمی کنم، نظر داور بسیار مهم است که او تشخیص پنالتی داد.
کریمی در مورد صحبت های علی دایی علیه خودش و اینکه گفته چرا او در مورد پرسپولیس صحبت می کند، گفت: تصمیم گرفتم در مورد پرسپولیس صحبت نکنم. من خودم را پرسپولیسی نمی دانم، در مقابل افرادی که در این تیم زحمت کشیدند، کسانی که 15 تا 20 سال در این تیم بازی کردند، پرسپولیس واقعی هستند. من که 5 - 6 سال بازی کردم در مقابل آن ها خودم را پرسپولیسی نمی دانم. این صحبت هایی که بیان می شود برای عوام فریبی است. اگر صحبتی کردم شخصی و شخصا در مورد علی دایی بوده و نه اسم پرسپولیس و هواداران این تیم. بهتر است مثل دو مرد باهم تسویه حساب کنیم. رو در رو با یکدیگر حساب و کتاب کنیم و این مسئله را به گردن هواداران نیاندازیم. بهتر است تمرکزمان را روی تیم خود بگذرایم من به عنوان بازیکن به تراکتورسازی و دایی به عنوان مربی به پرسپولیس فکر کند. به احترام هواداران پرسپولیس چیزی نمی گویم. مردم به من لطف داشتند. تمام تمرکزم را الان روی تراکتورسازی گذاشتم و برای پرسپولیس آرزوی موفقیت می کنم.
کریمی در مورد اینکه دایی گفته او ثبات ندارد و یک روز خداحافظی کرده و روز دیگر به فوتبال بازگشته است عنوان کرد: این را می گذارم به عهده برنامه نود که آنها این مسئله را بررسی کنند. آنوقت معلوم می شودکه من بیشتر ثبات داشتم یا ایشان؟ در این زمینه مردم باید قضاوت کنند. من اگر خداحافظی کردم تصمیمم احساسی بود و فردای آن مشورت کردم و تصمیم دیگری گرفتم. فکر نمی کنم این موضوع به کسی ارتباط پیدا کند. به کسی مربوط نیست که او موضع گیری می کند این ها بهانه است اگر حرف داریم چیز درست حسابی بگوییم که مردم لذت ببرند. مگر کریم باقری از تیم ملی خداحافظی نکرد. دایی سرمربی تیم ملی شد مرا دعوت کرد که خداحافظی کردم و به تیم ملی نرفتم، آنها رفتند کریم باقری را آوردند که خداحافظی کرده بود. اگر فردوسی پور عادل باشد این مصاحبه را نشان می دهد و در آرشیو نود موجود است. دایی در مصاحبه اش در نود گفت کریم باقری بازیکن خوبی است اما از لحاظ فنی و تاکتیکی به تاکتیکش نمی خورد. اما وقتی من علی کریمی نیامدم، او کریم باقری را برخلاف حرفش به تیم ملی دعوت کرد. در نود خیلی صحنه ها هست که نشان می دهد چه کسی ثبات ندارد.
کریمی در مورد اینکه آیا اسطوره است اظهارداشت: من یک بازیکن فوتبال هستم اگر مصاحبه ای آوردید که بگویم اسطوره هستم به شما جایزه می دهم. بابت بازی فوتبال پول گرفتم و هیچ منت و ادعایی ندارم یک روز آمدم یک روز هم می روم اگر توانستید یک مصاحبه بگیرید که گفتم اسطوره هستم، هرچه بخواهید می دهم. انشاالله پرسپولیس با حمایت هوادارانش روزهای خوبی داشته باشند و انقدر شجاعت داشته باشیم که مشکلات را به گردن دیگران نیاندازیم.