یافتن پست: #حس

saman
saman

دلخور از وسوسه ی بی پایان
شاکی از خودزنی بی جبران
بهترین فرصت و از کف دادم
بدترین جای زمان افتادم


من به این فاجعه عادت کردم
که برم خسته بشم برگردم
پشت بی حوصلگی پنهون شم
بشنوم چیزی نگم داغون شم
من به این فاجعه عادت کردم
که برم خسته بشم برگردم
پشت بی حوصلگی پنهون شم
بشنوم چیزی نگم داغون شم


من به این ناخوشی هر روزه
که نفسگیر و تبسم سوزه
نبض احساسم و عادت دادم
نمی پرسم که چرا افتادم
نمی پرسم
نمی پرسم


من به این فاجعه عادت کردم
که برم خسته بشم برگردم
پشت بی حوصلگی پنهون شم
بشنوم چیزی نگم داغون شم
من به این فاجعه عادت کردم
که برم خسته بشم برگردم
پشت بی حوصلگی پنهون شم
بشنوم چیزی نگم داغون شم


متن ترانه ناخوشی مسعود امامی

دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 14:37
+5
saman
saman

همیشه منتظرت هستم
خیال می کنم پشت در ایستاده ای و در میزنی
اینقدر این در کهنه را باز و بسته کرده ام که لولایش شکسته است
لولای شکسته در را عوض میکنم
انگار کسی در میزند
در را باز می کنم و در خیالم تو را می بینم که پشت در ایستاده ای
می گویم:
بانو خوش آمدی
ولی تو نیستی
پشت در تنهاییست
در را می بندم و باز دوباره باز میکنم
ولی هنوز هم نیستی
اینقدر باز میکنم و می بندم که لولای در دوباره می شکند
کاش می آمدی
می دانم چشم خسته ام بسته خواهد شد
قلبم خسته ام خواهد ایستاد
ولی تو نخواهی آمد
بانو
بانو
بانو جان
تا آخر عمر فقط همین خواهد بود
من و در و لولای شکسته
و حسرت دیدار تو
فقط همین…


[کیکاووس یاکیده]

دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 14:16
+3
saman
saman

مثل «مـاســولـه»‌اند آدمها
«سقف آرزوهای» ما مثلا
می‌شود حیاط  مرد بالایی!


[حسن غلامعلی‌فرد]

دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 13:50
+3
saman
saman

ساعت ها نمی گذرند
و مکث زمان چقدر دلگیر است…
و چقدر من این روزهایم را دوست ندارم…!!


[احسان]

دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 13:45
+2
saman
saman

دست همیشه برای زدن نیست ….


کار دست همیشه مشت شدن نیست …..


دست که فقط برای این کار ها نیست …..


گاهی دست میبخشد …..


نوازش میکند ….. احساس را منتقل میکند …..


گاهی چشمها به سوی دست توست …..


دستت را دست کم نگیر ……!

(نجیب زاده)

دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 13:42
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
گاهي پاي کسي ميماني .... که نه ديدي اش .... نه ميشناسي اش ...... . فقط حسش کرده اي .... تجمسمش کرده اي.... پشت هاله اي از نوشته هاي مجازي روي پيج مجازي اش ... که هر روز ميخواني و در جوابش ميگويي .... لايک ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/20 - 12:06
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عشق های امــروزی
بی نام
قابل انتقال به غیر
و معاف از احساس میباشند...!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/19 - 22:12
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خوابیدی بدون لالایی و قصه
بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه
دیگه کابوس زمستون نمیبینی
تؤی خواب گلای حسرت نمیچینی
دیگه خورشید چهرت نمیسوزونه
جای سیلی های باد روش نمیمونه
دیگه بیدار نمیشی با نگرونی
یا با تردید که بری یا که بمونی

رفتی و آدمکا رو جا گذاشتی
قانون جنگل زیر پا گذاشتی
اینجا قهرن سینه ها با مهربونی
تو تؤ جنگل نمی تونستی بمونی
دلت بردی با خود به جای دیگه
اونجا که خدا برات لالایی می گه
میدونم می بینمت یه روز دوباره
تؤی دنیایی که آدمک نداره
دیدگاه  •   •   •  1392/05/19 - 21:56
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه فامیل داریم ۱۵ـ۱۶ ترمه داره میخونه, هنوز درسش تموم نشده لامصب دیگه جزو اموال دانشگاه محسوب میشه : ا
دیدگاه  •   •   •  1392/05/19 - 15:38
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
10 دیدگاه  •   •   •  1392/05/19 - 15:34
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ