♥ نگار ♥
خلبان هواپیما توسط میکروفن به مسافرین خوش امد میگفت..
ناگهان فریاد زد"خدایا کمک کن...
سکوت مرگباری کل هواپیما را فرا گرفت
دوباره صدای خلبان امد که گفت"مسافرین عزیز پوزش میطلبم مهماندار قهوه داغ را روی شلوارم ریخت
یکی از مسافرین بلند شد و فریاد زد"فاتحه خواندم به گور پدرت بیا ببین شلوارهای ما چه بلایی سرشون اومده.........
♥ نگار ♥
هواشدید گرم بود کلی ادم دور اب سردکن تو خیابون وایساده بودیم اب بخوریم
پسره با دوستاش اومده دید شلوغه میگه یه قولوپی کی آخره؟!!
مرده بودیم از خنده! خدایی اگه پسرا نبودن همه افسرده شده بودیم!!!!
SADAF.SHAHLAI
به خدا گفتم خدایا تو که میدونستی تنهام میذاره چرا بهم نگفتی...؟؟خدا گفت:از بس بهت گفت دوستت داره منم باورم شد....
farhad
در هر زمان که تنها شدی بدان دل فقط آرام گیرد مگر با یاد خدا.
میدانم که اگر تنهاترین تنهایان هم باشم خدایی هست که هنوز صدایم را میشنود.