یافتن پست: #خدا

saeed
saeed
دیگر عادت کرده ام به داشتن خدایی که همیشه سکوت میکند ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 15:14
+1
saeed
saeed
خدایا…



کودکان گلفروش را می بینی؟


مردان خانه به دوش …



دخترکان تن فروش...


مادران سیاه پوش...


کاسبان دین فروش...


محرابهای فرش پوش...


پدران کلیه فروش...


زبانهای عشق فروش...


انسانهای آدم فروش...


همه رامیبینی ؟


می خواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم


دیگرزمینت بوی زندگی نمیدهد!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 15:13
+1
ronak
ronak
دیر زمانی است که از رفتنت گذشته و چه سخت است انتظار ی که به پایان نخواهد رسید
انتظاری که امید در آن نیست
انتظاری که درکش مبهم است امیدی نیست و باز هم شاید امیدی هست اگر نبود تحمل ندیدنت سخت تر از این بود که هست
دلم برای لحظه های با تو بودن تنگ است
برای دیدنت
دلم تنگ است
عشقم
کاش …
دیگر نمی توانم نه دیگر توان نوشتن ندارم اثری که از دل به دستانم رسیده نیرویم را می گیرد
در عجبم از صبری که خدایمان می دهد فکر می کردم بدون تو نابودم ولی باز هستم و خواهم بود
کاش آرامشت را بر هم نزنم که من صبرم به خاطر آرامش توست
ناله هایم را بی پاسخ نگذار
با من سخن بگو …
دوستت دارم تا همیشه
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 15:00
+6
sasan pool
sasan pool
سه شنبه رفتم دانشگاه برگشتن سوار اتبوس بودم دیدم دو تا پسر همش عشوه میان و نازک حرف میزنن.کنجکاو شدم وقتی برگشتن نگاهشون به من افتاد دیدم هم رژ لب مالیده بودن هم دماغشون عمل کرده بودن هم ریمل مالیده بودن.ابرو هم برداشته بودن .به خدا هنوز هنگم که اینا چرا اینجوری بودن.میگن آخر الزمان شدن راست میگن آخه این حرکت یعنی چی .کل اتوبوس داشتن به این تیکه می نداختن چه مرد چه زن.واقعا که آدم توی زندگیش چه صحنه هایی که نمیبینه.{-59-}{-59-}{-59-}{-59-}{-59-}{-59-}{-59-}{-59-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 14:58
+1
parham
parham
زن و مرد جوانی به مناسبت اتمام ساخت خانه جدیدشان دوستانشان را دعوت کرده بودند. بعد از این که تمام خانه را به دوستانشان نشان دادند یکی از دوستانشان پرسید: خانه خیلی قشنگیست مبارکتان باشد ولی چرا تمام اتاقها را گرد درست کرده‌اید؟
مرد جوان جواب داد: راستش را بخواهید قبل از این که خانه‌مان را بسازیم مادر زنم به من گفت: مادر جان تو را به خدا، فکر یک گوشه از خانه را برای من هم بکنید.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 14:57
+1
parham
parham
به حیف نون می گن: تو منی، من توام. حالا تو کدومی؟
می گه خدا بکشدت، گمم کردی!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 14:45
+1
parham
parham
راه های رسیدن به خدا !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 14:28
+2
sasan pool
sasan pool
بنویسیم از مرگ
که مرگ آغاز زیباییست یا پایان زیبایی ؟
بنویسیم از مرگ
و نترسیم از مرگ
که مرگ در همین نزدیکی پشت دیوار رهایی
پشت آن لحظه زیبا
پشت آن خداحافظی کوچک ما
زنده مانده
و می کشد انتظار
تا بگیریم دستش را آرام آرام
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 13:48
+1
-1
☺SAEED☻
☺SAEED☻
سیر شده ام ؛ بس که از آدمها زخم خورده ام .... خدا خیرتـــــــــــــان دهد به من محبت دروغین تعارف نکنید ، من سیــــــــــرم ... !!!
{-51-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 13:01
+6
ronak
ronak
هیچ وقت بی خداحافظ کسی را ترک نکن

نمیدانی :

چه درد بدی است پیر شدن

در

کوچه های بی خداحافظ......!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 12:29
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ