یافتن پست: #خدا

M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
آز غضنفر ميپرسن تا حالا معجزه ديدي؟ ميگه : رفتم بانك در به اذن خدا باز شد!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 14:02
-2
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
دعاى يك ترك : خدايا تا زنده هستيم ما را از دنيا نبر !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 13:53
+1
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
خداوند به سه طريق به دعا هاي ما پاسخ مي دهد: او ميگويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد، او مي گويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد،او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو ميدهد.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 13:48
+4
sasan pool
sasan pool
خب به دلیل طولانی بودن داستان داستان را در قسمت دیدگاه میزارم.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 13:19
+2
sasan pool
sasan pool
یکی بود و یکی نبود/عشق بود نفرت نبود/
خالی اگر سفره ها/عشق تو دل ها جاری بود
شب همه ماه بود و نور/دل ها همه سنگ صبور
سفره شد بها نه ای برای شادی و سرور
سادگی کو/عشق کجاست
سفره ما ای دوست بی ریا ست
ساده اگر سفره مون عادت ما اون زمون/بوسه به دست پدر شکر خدا بر زبون
سفره دل وا کنید غصه رو پیدا کنید/عشق و صفا جای اون توی دل ها جا کنید
سادگی کو /عشق کجاست
سفره ما /ای دوست بی ریا ست
{-31-}{-60-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 13:13
+2
امید
امید
وقتي كه بچه بودم هر شب دعا ميكردم كه خدا يك دوچرخه به من بدهد. بعد فهميدم كه اينطوري فايده ندارد. پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخشد. هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن
( دکتر علی شریعتی )
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 13:07
+3
امید
امید
خداوندا مرا یاری ده تا قبل از اینکه در مورد راه رفتن کسی قضاوت کنم کمی هم با کفش های او راه بروم
علی شریعتی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 12:52
+3
امید
امید
خدایا تمام خنده های تلخ امروزم را میدهم
یکی از گریه های شیرین کودکیم را بده
دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 12:28
+2
moein
moein
خب دوستای گلم همتونا به خدا میسپارم تا فردا شب خدا نگه دار و شب خوشی داشته باشید{-20-}{-20-}{-20-}{-20-}
5 دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 00:46
+6
hadith
hadith
استادی را بــه ســوى جهنم مى بردند ...
او از ترس فریاد مى كشید ...
آخر چرا خدایا ... مگر من چه كرده ام ؟!؟!؟
یكى از فرشته ها گفت روتو برم! اون همه نمره 9.5 و حذف و ... استاد فریاد كشید مزخرف است چه مدرکی دارین آخه ؟؟؟؟
... خدا لبخندى زد ...
و به اذن خدا عمه و مادر استاد به سخن درآمدند !{-33-}{-33-}
4 دیدگاه  •   •   •  1390/11/20 - 00:32
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ