یافتن پست: #خیلی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
3 دیدگاه  •   •   •  1393/08/28 - 19:41
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یارو صبح اومد دم در خونمون گفت میخوایم واسه محلتون یه استخر احداث کنیم...... نیازمنده کمک های مردمی هستیم..... خیلی با حرکتشون حال کردم و رفتم یه لیوان آب آوردم واسش!!!!
اصن مونده بود چی بگه بدبخت...
دیدگاه  •   •   •  1393/08/28 - 19:30
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
جونَم بَرآت بگه رُکُ و راست !!!!!!!!!!
میخآم سَر بِه تَنِت نَبآشه مُخآطَبِ خآص !!!!!!!
ماهیچ نیستیم اینم لطف خداس !
ولی همین هیچی ارزوی خیلیاس….
دیدگاه  •   •   •  1393/08/28 - 19:16
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
2 دیدگاه  •   •   •  1393/08/28 - 17:01
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یکی از فانتزیام اینه که وقتی بهم خوراکی تعارف کردن بگم:
«مرسی … الان میل ندارم»
لامصب این جمله خیلی با کلاسه
ولی نمی دونم چه حکمتیه که من همیشه و همه جا میل دارم !
دیدگاه  •   •   •  1393/08/28 - 16:06
+4
mary jun
mary jun
خدا خیلی سنگدله
دیدگاه  •   •   •  1393/08/23 - 13:16
+3
-1
mary jun
mary jun
ی خبره بد
مرتضی پاشایی امروز فوت کرد و دیگ بین ما نیس
2 دیدگاه  •   •   •  1393/08/23 - 12:47
+3
محمد
محمد

از دشت پربلا و مکانش که بگذریم

از ظهر داغ و بحث زمانش که بگذریم

یک راست می رسیم به طفل سه ساله ای
از انحنای قد کمانش که بگذریم

از گم شدن میان بیابان کربلا
یا از به لب رسیدن جانش که بگذریم

تازه به زخم های کف پاش می رسیم
از زخم های گوش و دهانش که بگذریم

حتی زنان شام به حالش گریستند
از حال عمه ی نگرانش که بگذریم

خیلی نگاه حرمله آزار می دهد
از خاطرات تیر و کمانش که بگذریم

با روضه ی کشیده ی گوشش چه می کنند
از گوشواره های گرانش که بگذریم

دروازه کودکان بدی داشت لااقل
از ازدحام پیر و جوانش که بگذریم

در مجلس یزید زبانش گرفته بود
از حرف های سخت و بیانش که بگذریم

حالا به گریه کردن غساله می رسیم
از دستهای زجر و توانش که بگذریم...

دیدگاه  •   •   •  1393/08/12 - 17:45
+7
♥ ♥ ⒽⒶⒹⒾ♥ ♥
♥ ♥ ⒽⒶⒹⒾ♥ ♥
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﺪﻡ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ :
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﻳﺪ؟
ﺟﻮﺍﺏ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻡ،
ﺳﻘﻒ ﮔﻔﺖ : ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ !
ﭘﻨﺠﺮﻩ ﮔﻔﺖ : ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﺑﻨﮕﺮ !
ﺳﺎﻋﺖ ﮔﻔﺖ : ﻫﺮ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﺳﺖ !
ﺁﻳﻴﻨﻪ ﮔﻔﺖ : ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻛﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺁﻥ ﺑﻴﻨﺪﻳﺶ !
ﺗﻘﻮﻳﻢ ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﺎﺵ!
ﺩﺭ ﮔﻔﺖ : ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻫﺪﻑ ﻫﺎﻳﺖ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻫُﻞ ﺑﺪﻩ ﻭ ﻛﻨﺎﺭ ﺑﺰﻥ !
ﺯﻣﻴﻦ ﮔﻔﺖ : ﺑﺎ ﻓﺮﻭﺗﻨﯽ ﻧﻴﺎﻳﺶ ﻛﻦ !
ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ، ﺗﺨﺖ ﺧﻮﺍﺏ ﮔﻔﺖ : ﻭﻟﺶ ﮐﻦ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﮕﯿﺮ ﺑﺨﻮﺍﺏ !!!
ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭘﻨﻬﻮﻥ ﺣﺮﻑ ﺗﺨﺖ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ خیلی ﻧﺸﺴﺖ
آخرین ویرایش توسط -HADI در [1393/08/6 - 21:26]
1 دیدگاه  •   •   •  1393/08/6 - 21:25
+6
sami
sami

دیشب بارسایی های(استقلال) احمق شکست خیلی بدی


خوردن رئالو(پرسپولیس) عشق است هورررررررررررررررا ....... 
دیدگاه  •   •   •  1393/08/4 - 13:56
+3
-1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ