یافتن پست: #دار

*elnaz* *
*elnaz* *
تورا چه به فرهاد؟ یک فرهاد بود و یک بیستون عاشقی! تو همین یک وجب دیوار را بردار… من باورت می کنم ..........
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 14:52
+6
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 14:32
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 14:25
+2
ashkan
ashkan
بعد گذشت 2 روز: رای گیری در شهر غضنفر اینااا هنوز ادامه دارد....
ماموران با تیراندازی در حال پراکنده کردن جمعیت هستن.....

دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 14:14
+7
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 14:05
+7
saman
saman
در CARLO
5 دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 12:59
+3
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
9 دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 12:44
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
نه ﺣﻮﺻﻠـــﻪ ﯼ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـــــــﻢ ﮐﺴـﯽ ﺩﻭﺳﺘـــــــــﻢ ﺩﺍﺷﺘـﻪ ﺑﺎﺷﺪ این ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﺳـــــَــــﺮﺩﻡ ﻣﺜـﻞ ﺩﯼ ﻣﺜـﻞ ﺑﻬﻤـــﻦ ﻣﺜـﻞ ﺍﺳﻔﻨــــــﺪ ﻣﺜـﻞ ﺯﻣﺴﺘـــــﺎﻥ ﺍ حسا سم ﯾـﺦ ﺯﺩﻩ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺁﻣـــــدنی ﺩﻝ ﺧﻮﺷــﻢ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺭﻓﺘـــــنی ﻏﻤﮕﯿــﻦ این ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﭘــُﺮ ﺍﺯ ﺳﮑـــــــــﻮﺗـم
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 12:41
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


همه گفتن:عشقت داره بهت خیانت می کنه!
گفتم:می دونم! گفتن:این یعنی دوستت ندارهاااا!
گفتم: می دونم! گفتن:احمق یه روز میذاره میره تنها میشی ! …
گفتم:می دونم! گفتند:پس چرا ولش نمی کنی..؟
! گفتم:این تنها چیزیه که نمی دونم


دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 12:37
+3
-1
saman
saman
در CARLO

جوانی از بیکاری رفت باغ وحش پرسید:استخدام دارید؟


یارو گفت مدرک چی داری؟ گفت دیپلم!


یارو گفت یه کاری برات دارم،


حقوقشم خوبه پسره قبول کرد.


یارو گفت :


ما اینجا میمون نداریم میتونی بری توی پوست میمون


تو قفس تا میمون برامون بیاد!


چند روزی گذشت یه روز جمعه که شلوغ شده بود،


پسره توی قفس پشتک وارو میزد


از میله ها بالا پائین میرفت.


جوگیر شد زیادی رفت بالا از اون طرف افتاد تو قفس شیره!


داد زد کمککککککککک


شیره افتاد روش دستشو گذاشت رو دهنش گفت،


آبرو ریزی نکن من لیسانس دارم..!

دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 12:34
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ