دخدر خالم تعریف میکرد :
عاقا یه بار من مانتو زرد پوشیدم رفتم بیرون !
یه پسره از جلوم رد شد ،
بهم گفت : شلــــــــــــــه زرد
منم محلش نذاشتم ، بعد که یخورده رفتم جلوتر صدام کرد :
خانــــــــــــــــــوم !؟
منم فک کردم میخواد چیزی بپرسه !
گفتم : بله ؟!
گفت : پشتِ کمرت با دارچین بنویس یا حسین ^_^