ronak
چرتکه می اندازم روز های نبودنت را
این روز ها بدهی ات داره زیاد می شه...
نمی خواهی بازگردی؟
نترس !
ارزان حساب می کنم!
اگر برگردی قول می دهم تمام بدهی ات را
به آغوش پرمهرت بفروشم ..
ronak
می خوام بگم مثل نفسی برام اگه نباشی منم نیستم …
می خوام بگم هر شب با خیالت می خوابم !!
می خوام بگم جایگاه همیشگی تو قلب منه !!
می خوام بگم حاضرم قشنگترین لحظه هام رو با سخت ترین دقایقت عوض کنم ..
می خوام بگم لحظه ای که تو رو میبینم بهترین لحظه زندگیمه !!
می خوام بگم در حد پرستش دوست دارم ….!@Malo0o0os
ronak
خـــــــدايــــــــــــــــــا در گلويم ابـــر کوچــکي ست
که خيــال بـارش نـــدارد.
ميــــــشود مــرا بــغل کنـــي ؟!
ronak
پشت آن پنجره ی رو به افق ، پشت دروازه ی تردید و خیال
لا به لای تن عریانی بید ، من در اندیشه ی آنم که تو را
وقت دلتنگی خود دارم و بس
علـــــــــــــــــی
شبــــهـــایم درد دارد ,
وقتـــی نـــدانـــم ,
چــــراغ اتـــاقـــت را کـــدام لعنتــــی خـــامــــوش میکنـــــد !؟
ronak
آه خداي بيداري هاي هميشگي...
باز تنهايم
باز مي لرزد پاي دل
باز لرزان است دست احساس
باز خواب آلودست کودک اشتياق ...
باز کفشهاي آهنين اراده ام تسليم زنگار خستگي هاست
باز افتاد جام بلور اتفاق ...و شکست ...
باز من ماندم و راهي بي عبور
چگونه قدم بگذارم بر تکه هاي شکسته ي دلم ...!