یافتن پست: #دار

aB'Bas S
aB'Bas S
به سلامتي اون دختري كه وقتي تو خيابون يه لكسوس پشتش بوق ميزنه توجه نميكنه سرشو ميندازه پايين ميگه فقط پرايد عشقم و رد ميشه اونوقت لكسوسه مياد از روش رد ميشه!!!! آخه كودن!!!هركي برات بوق زد كه نميخواد بلندت كنه!!شايد ميخواد بگه حواستو جمع كني كه داره با سرعت مياد!!!
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 17:46
+7
milad
milad
محبت به نامرد ، کردم بسی / محبت نشاید به هر نا کسی

تهی دستی و بی کسی درد نیست / که دردی چو دیدار نامرد نیست
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 17:03
+4
مهسا
مهسا
كاش میشد لاغر کنم خیلی لاغر...
بیست کیلو بشم!
ده کیلو بشم!
نه! ... ...
سنگینه براش...
پنج کیلو شم ...


تا دوباره برم رو " پاهای مــامــانم " بخوابم

مادرم دوستت دارم{-41-}{-35-}{-35-}{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 16:34
+6
ronak
ronak
چشمها بارانی ,
بغض ها در راهند...
"دوستت دارم" ها...
آه چه کوتاهند!.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 16:32
+5
maryam
maryam
بـرای اتـفـاق هـایی که نـمی افـتـد ...

بـرای دستـی کـه نـگـرفـتم

بـرای اشکـی کـه پـاک نـکـردم

بـرای بـوسـه ای کـه نـبــود

بـرای دوسـتـت دارمـی کـه مـرده بـه دنـیـا آمــد

بــرای مـن کـه وجـودم نـبـودن اسـت

مــرا بـبـخـش ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 16:15
+3
ronak
ronak
کبوترمی خندید به اینکه
چرا من هرروز بی هیچ پولی برایش دانه می پاشم ،
من می گریستم به اینکه حتی کبوتر
هم محبت مرا از سادگی ام میپندارد.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 16:14
+5
مهسا
مهسا
دیوار دنیا رنگی است. رنگ عشق.
خدا جهان را رنگ كرده است. رنگ عشق.

و این رنگ همیشه تازه است و هرگز خشك نخواهد شد.
از هر طرف كه بگذری، لباست به گوشه‌ای خواهد گرفت و رنگی خواهی شد.

اما كاش چندان هم محتاط نباشی؛ شاد باش و بی‌پروا بگذر،
كه خدا كسی را دوست‌تر دارد كه لباسش رنگی‌تر است.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 16:00
+7
مهسا
مهسا
گاهی نیاز داری به یه آغوش بی منت ،
كه تو رو فقط و فقط واسه خودت بخواد..
كه وقتی تو اوج تنهایی هستی ،
با چشماش بهت بگه :
هستم تا ته تهش !!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 15:53
+8
ronak
ronak
شیـــــــرین بودم،
تو تلـــــــخم كردى
خوشحال نبـــــــاش
خسرو بودن كه كـــــــارى ندارد،
مـــــردى فرهـــــــاد باش....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 15:50
+7
ronak
ronak
حوصلـه ی لبــ های نا آشـنا را نـدارم
دیـگر هیـچ مـزه ای دلچســب نـخواهد بـود
چـرا که من ، تـمام حــــسّ ِ چشایـی ام را
روی لبـانـش جـا گـذاشتـه ام ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/24 - 15:42
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ