یافتن پست: #دار

ronak
ronak
عمیق ترین درد زندگی
دل بستن
به کسی است
که بدانی
به تو تعلق ندارد.....!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 00:25
+4
شاهین
شاهین
تو آدم بیکاری هستی در صورتیکه :
.
.
.
.

1-عضو bia2 uniباشی!!!
.
.
.
.
.
.

2-موبایل داشته باشی!
.
.
.
.
.
.

4-وقتتو واسه خوندن این مطلب تلف میکنی!
.
.
.
.
.
.
.
5- نفهمیدی تو این مطلب شماره 3 وجود نداره؟!!!!!!
.
.
.

.
.
.
.
7-الان چک کردی ببینی که شماره 3 هست یا نه؟!!!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.

8- شماره 6 کجاست؟!!
.
.
.
.
.
.

9-حالا لبخند می زنی!!!

.
.

.
.
.
10- شماره 1 کجاست؟
.
.
.
11-هه هه هه رفتی چک کنی ببنی شماره 1 هس
.
.
.
.

.
حالا خداییش فکر می کنی آدم بیکـــــــاری نیستی؟؟
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 23:53
+3
شاهین
شاهین
به سلامتیه 118 که شماره همه رو دار ولی مزاحم کسی نمیشه
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 23:47
+3
mah3a
mah3a
خدايا ! اين " دوستت دارم " هايی که از چين وارد ايران شده ، از لب همه ی ايرانی ها پاک کن...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 23:45
+6
Hossein Behzadi
Hossein Behzadi
کشاورزي الاغ پيري داشت که يک روز
اتفاقي به درون يک چاه بدون آب افتاد.
کشاورز هر چه سعي کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بيرون بياورد.
براي اينکه حيوان بيچاره زياد زجر نکشد،
کشاورز و مردم روستا تصميم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بميرد و زياد زجر نکشد.
مردم با سطل روي سر الاغ هر بار خاک مي ريختند اما الاغ هر بار خاکهاي روي بدنش را مي تکاند وزير پايش ميريخت و وقتي خاک زير پايش بالا مي آمد سعي مي کرد روي خاک ها بايستد. روستايي ها همينطور به زنده به گور کردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا آمدن ادامه داد تا اينکه به لبه چاه رسيد و بيرون آمد.

**نکته:*
*مشکلات، مانند تلي از خاک بر سر ما مي ريزند و ما همواره دو انتخاب داريم:*
*اول: اينکه اجازه بدهيم مشکلات ما را زنده به گور کنند.*
*دوم: اينکه از مشکلات سکويي بسازيم براي صعود.*
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 23:38
+3
شاهین
شاهین
آدما
تا وقتي کوچيکن
دوست دارن براي مادرشون هديه بخرن
اما پول ندارن.

وقتي بزرگتر ميشن ،
پول دارن
اما وقت ندارن.

وقتي هم که پير ميشن ،
پول دارن وقت هم دارن

اما

مادر ندارن!

به سلامتي همه مادراي دنيا
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 23:35
+4
mah3a
mah3a
غضنفر و زنش داشتن با هم دعوا می کردند، غضنفر می گه: من فقط به خاطر این
که بابات پولدار بود باهات ازدواج کردم. زنش می گه: باز تو یه دلیلی
داشتی، من بدبخت چی؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 23:34
+2
mah3a
mah3a
یکی به من بگه آخه چرا وقتی سگ میشم هیچکی دوستم نداره ...!

ولی وقتی خر میشم همه عاشقم میشن...؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 23:34
+2
mah3a
mah3a
امروز تو اخبار ورزشی گفت نماینده فیلا تو مسابقات فلان چیزو گفت،
اینقدر خندیدم تصور کردم یه دسته فیل وایساده یکی داره به نمایندگیشون حرف میزنه :))
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 23:17
+4
شاهین
شاهین
شاید اگر انســـــــانیّت هم مارک دار بود

خیلی از آدم ها به تن می کردند ...
.
.
.
.
.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 23:13
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ