امید
وقتي خواستم زندگي كنم، راهم را بستند.
وقتي خواستم ستايش كنم، گفتند خرافات است.
وقتي خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتي خواستم گريستن، گفتند دروغ است.
وقتي خواستم خنديدن، گفتند ديوانه است.
دنيا را نگه داريد، ميخواهم پياده شوم…
علی شریعتی
امید
من تو را دوست دارم
تو دیگری را
و دیگری , دیگری را
و در این میان همه ی ما تنهاییم
محمد
آن كس كه كردارش او را به جايى نرساند، بزرگى خاندانش او را به پيش نخواهد برد...
نهج البلاغه
محمد
یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: كوري ؟!