یافتن پست: #دار

vahid lahiji
vahid lahiji
زن قداست دارد،

براى با او بودن باید "مرد" بود !

نه نر ... !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 19:45
+3
ebrahim
ebrahim
هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن

اعتماد ، قول ، رابطه و قلب ؛

زيرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند ، اما درد بسياري دارند ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 19:28
+3
ebrahim
ebrahim
به سلامتی اون دوستي که گفت:
قبر منو خیلی بزرگ بسازین...
چون دارم یه دنیا آرزو با خودم به گور میبرم..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 19:22
+4
poria
poria
[!] 2000 تومنی پیدا می کنه میگه ما از این شانسا نداریم پارش میکنه میندازه!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 19:05
+2
poria
poria
یه بار دیگه به همون [!] می گن نظرت راجب خدا چیه؟
می گه: خدا خوبه ! مهربونه !بزرگه !خالق جهانه ! ......ابوالفضل نگه دارش باشه.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 19:01
+2
poria
poria
اصفهانیه داشته رو خودش اب یخ میریخته ، میگن چرا اینجوری میکنی؟ میگه می خوام سرما بخورم. میگن چرا؟ میگه اخه یه پنیسلین دارم داره تاریخش میگذرد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 18:55
+4
امید
امید
و اما پاسخ فروغ فرخزاد به این شعر زیبا:
در دیدگاه نوشتم
2 دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 18:51
+1
mehdy
mehdy
آبادانیه میاد تهران سوار اتوبوس میشه بلیط آبادان میده راننده بهش میگه این مال آبادان تو تهران اعتبار نداره میگه وولک خوب نگاه کن روش نوشته آبادان و حومه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 18:48
+1
poria
poria
اصفهانیه بیدار می شه می بینه زنش مرده.‏ به دخترش می گه:‏ اختر!‏ [!] مُردس.‏ صبحونه واسه دو نفر درست کن
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 18:41
+1
poria
poria
[!] میره پیک نیک زنش میگه بشینم زیر اون درخت خوبه.[!] میگه نه همین وسط جاده پتو بنداز امن تره!زنش میگه اینجا ماشین میزنه خلاصه بعد از کلی جر و بحث میندازن وسط جاده.بعد میبینن یه کامیون داره میاد طرفشون هر چی بوق میزنه اونا از جاشون تکان نمیخورن کامیونه هم فرمونو میپیچونه میره تو درخت.[!] به زنش میگه اگه زیر درخت بودیم الان مرده بودیم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/27 - 18:40
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ