mehdy
[!] میگه بخدا اگه میدونستم خرم این همه فک و فامیل داره یه مجلس عزاداری خوب براش میگرفتم.
در ...نمکدون...
یه روز خر [!] میمیره و فارسا برای اینکه [!] رو مسخره بکنن دسته جمعی پامیشن میرن خونه ی ترک برای عزاداری[!] میگه بخدا اگه میدونستم خرم این همه فک و فامیل داره یه مجلس عزاداری خوب براش میگرفتم.










