AmirAli
به لره میگن اینقدر تو تهران عشق و حال فراوونه که نگو!لره با اولین پرواز میره.وقتی هواپیما میشینه مهماندار میگه: کمربند ها رو باز کنید لره میگه:الله اکبر شروع شد!!!!!!!!!!!!
mahdi yahya
دیشب با خدا دعوایم شد.....
با هم قهر ک......
فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد.......
رفتم گوشه ای نشستم......
چند قطره اشک ریختم.....
و خوابم نبرد....
صبح که بیدار شدم...
مادرم گفت:
نمیدونی از دیشب تا صبح چه "بارانی" می آمد