چقدر سخته تو چشمای کسی که قلبتو بهش دادی و به جاش یه زخم همیشگی به دلت داده ، زل بزنی و به جای اینکه لبریز از نفرت بشی حس کنی هنوزم دیوونشی و دوستش داری
نمی توانی درک کنی... باید دلت شکسته باشد باید دورت زده باشند باید تهمت شنیده باشی باید خار شده باشی له ات کرده باشند تا بفهمی غیر از خدا هیچکس رو نداری!!!!
مردانگیت را لای پاهایت جستجو نکن ! مردانگیت را در جنس نگاهت.... لای انگشتانت.... در نوع بیانت ... در مغزت .... در طرز تفکرت ... آنجا که صداقت را دفن کردی جستجو کن.... وگرنه همگی به تماشای یابوها مینشستیم که چقدر مردانگی دارند
بی تو، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم... گاهی پاییز تو را به یاد خستگیهای گذشته می اندازد! خستگیِ حال فرو نشاندنی نیست... پاییز!...