یافتن پست: #دار

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دو واقعیت مهم زندگی که کشفشون کردم:
1.وقتی زبونت از دهنت بیرونه نمی تونی بگی(ژژژژژ)
.
.
2.الان مثل عقب مونده ها زبونت بیرونه و داری حرف ژ رو امتحان می کنی
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 18:38
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی نه گریــــه آرامــــت میکند


نـــه خــــــــنده ..!


نه فریاد آرامت میکند و نه ســــکوت


انجاســـت که با چشمانی خیس


رو به اسمان میکنی و میگویی


خدایــــا تنها تو را دارم... تنهایم مگذار ...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 18:20
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
بی تو من هیچم
ای شبم؛ دور از تو بی مهتاب!
دوست می دارم تو را، تا آنسوی دنیا!
دوست می دارم تو را، تا آنسویِ قصرِ طلایی رنگِ اخترها!
دوست می دارم تو را، ای از برایم نقطه پایان هر مقصد!
دوست می دارم تو را، ای بی تو من نابود!
دوست می دارم تو را، از بی نهایت، بی نهایت تر!
دوست می دارم تو را، ای آتش اندیشه هایم بی تو خاکستر!

من نمی دانم ترا؛ ای قلهٔ مغرور!
عاقبت آیا کدامین شب
عاقبت آیا کدامین روز
فتح خواهم کرد؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 18:19
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها
به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 18:18
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یادمان باشد تاهستیم بیاد هم باشیم موقع رفتن "فریاد" صدایی ندارد....!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 18:17
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه فرشته هم داریم بنام دمپاییل!
اون دنیا یه چوب میگیره دستش در به در دنبال اونایی که دمپایی توالتارو خیس میکردن میدوعه :))‬
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 18:07
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﮔﻮﺷﯿﻤﻮ ﺗﻮ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺟﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ
ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻢ :
.
.
.
.

ﻣﻦ : ﮔﻮﺷﯿﻢ ﺗﻮﻣﺎﺷﯿﻨﺖ ﺟﺎ ﻣﻮﻧﺪﻩ
ﺑﺎﺑﺎﻡ : ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ
ﻣﻦ : ﺯﻧﮓ ﺧﻮﺭﺩﺟﻮﺍﺏ ﻧﺪﯾﺎﺍﺍﺍ
ﺑﺎﺑﺎﻡ : ﺁﺧﻪ ﻣﮕﻪ ﻣﻦ ﺑﯿﮑﺎﺭﻡ ﺟﻮﺍﺏ ﺯﻧﮓ ﮔﻮﺷﯽ ﺗﻮﺭﻭﺑﺪﻡ
ﻣﻦ : ﺧﺐ ﺣﺎﻻ ﭼﺮﺍﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﯽ ،ﮐﺴﯽ ﺯﻧﮓ ﻧﺰﺩ ؟؟
ﺑﺎﺑﺎﻡ : ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﻧﺎﺯﯼ ﺍﺱ ﺩﺍﺩ ﮔﻔﺖ ﻏﺮﻭﺏ ﻣﯿﺎﺩ ﺩﻧﺒﺎﻟﺖ
ﺑﺮﯾﻦ
ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮔﻔﺘﻢ ﻭﻗﺖ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺳﺮﺕ ﺷﻠﻮﻏﻪ
...
ﻣﻦ
ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﺍﯾﻨﻮﮔﻔﺘﯽ ؟
ﺑﺎﺑﺎﻡ : ﭼﻮﻥ ﻗﺒﻠﺶ ﺑﻪ ﻧﺴﺘﺮﻥ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﺮﯾﻦ ﺧﺮﯾﺪ =)) :)) =:)
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 18:04
+1
*elnaz* *
*elnaz* *
فندک ماشین را روشن می کنی کمی اسپند از جعبه کوچکی در داشپورت بر میداری دانه های اسپند را دور سرم می چرخانی و زیر لب ورد َم می خوانی و دودش را بطرفم فوت میکنی چرا لبهایت وقت فوت کردن ، هوای بینمان را می بوسید.. ندانستم.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 17:47
+2
nazli
nazli

 


اگه یه وقت دیدین یه دختر دهنش رو به اندازه دهن یک اسب آبی باز کرده  نترسین، کاری با شما نداره بنده خدا داره ریمل به چشماش میزنه


دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 17:14
+6
nazli
nazli

 

آيا ميدانستيد كه حروف تشكيل دهنده ي جمله ي

(( گلِ من الان ميام تا ببينمت باي باي ))

توي يك رديف حروف كيبرد قرار دارن؟

نه جدي نگاه كن!

حالا هنگ كن!

كلي زحمت كشيدم تا كشفش كنم! فك كنم نابغم

دیدگاه  •   •   •  1392/06/17 - 17:07
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ