یافتن پست: #دار

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
راقب باشید!
مراقب همین “دوستت دارم” ها
“عزیزم”ها
“مهربانم” ها
مراقب
باشید!
همین هایی که “آشق”می شوند تا ادای “عاشق”را در آورند!
بیچاره
عشق!
باز هم سرش کلاه می گذارند آنهایی که,
نه لایق عشقند ونه انسان!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 21:47
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اگر وقتی کسی را در آغوش میگیری
در میان بازوانت میلرزد ،
اگرلبانش بر لبهایت چون آتش سوزنده است ،
اگر به سختی نفس میکشد ،
اگر در چشمانش برق و درخشندگی خاصی میبینی ،
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
دهنت سرویسه ؛ طرف آنفلوانزا داره:))
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 21:25
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سه تا پشه رو ديوار حموم بودن، حمله کردم و دوتاشون رو کُشتم. اون يکي که زنده موند فرار کرد رفت تو هواکش..حالا نميدونم خودکشي کرده.! يا رفته بقيهشون رو خبر کنه، شب بريزن سرم...
خيلي اضطراب دارم...:|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 21:20
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در نظر دارم با يه مرد عرب ازدواج کنم و اسم بچمو بذارم خليج پارس تا به مملکتم خدمت کرده باشم در اين حد فداکارم من
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 21:17
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ما که اسطوره هامون شاملو و فروغ فرخزاد و ارنستوچگوارا و هايده و داريوش بودن شديم اين.واي به حال بچه هاي ما که اسطوره هاشون کامي پاسکال و عليشمس و ساسي مانکن و جاستين بيبره
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 21:15
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ديدين صبحا که بيدار ميشين بعدش يه لحظه دوباره ميخوابين،
بيدار که ميشي ميبيني
۳۰دقيقه گذشته؟؟؟
حالا تابلوئه که
۵دقيقه بيشتر نخوابيديا ! فکر ميکنن ما خريم !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 21:09
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
معلم : 10 تاسیب داریم من 9 تاشو میخورم ، چند تا سیب میمونه؟ بچه: همون یكی روهم بردار بخور بدبخت سیب نخورده !
1 دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 20:56
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 20:53
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
-۞سال هاست..................................................۞
۞من و فراموشی.................................................۞
۞سرِ «تو».......................................................۞
۞جنگ داریم!......................................................۞
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 20:46
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞
می خواستم چشمهای تو را ببوسم
تو نبودی، باران بود
رو به آسمانِ بلندِ پُر گفت و گو گفتم:
تو ندیدیش...!؟-
دیدم دارد ترانه ای به یادم می آید
می خواستم صورتم از لمسِ لذیذِ باران
فقط خیسِ گریه شود
ورنه کدام چشم
کدام بوسه
کدام گفت و گو...!؟
من هرگز هیچ میلی
به پنهان کردنِ کلماتِ بی رویا نداشته ام.
░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞░░░۞
دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 20:45
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ