♥ نگار ♥
بودنت را دوست دارم
وقتی مرا دربر میگیری
و به آغوشت سفت مرا می فشاری
وادارم می کنی که به هیچ کس فکر نکنم
جز تو !!!
♥ نگار ♥
كرگدن زورش به همه میرسه میتونه سلطان جنگل بشه هیكلشم خوبه ، ولى خستست میفهمى؟ حوصله نداره
♥ نگار ♥
مـــ ـن از عمق وجــــــ ـودم خدایم را صدا کردم نمیدانـــــــــ ـنم چه میخــــــ ـواهی ولی برای تـــــ ـو برای رفع غمهــــ ـایت برای قلب زیبـــــ ـایت برای آرزوهــــــ ـایت به درگاهـــ ـش دعـــ ـا کردم خــــــ ـدا از آرزوهــــــ ـایت خبر دارد! یقین دارم دعاهاـــــــیم اثر دارد
♥ نگار ♥
بی تو من هیچم
ای شبم؛ دور از تو بی مهتاب!
دوست می دارم تو را، تا آنسوی دنیا!
دوست می دارم تو را، تا آنسویِ قصرِ طلایی رنگِ اخترها!
دوست می دارم تو را، ای از برایم نقطه پایان هر مقصد!
دوست می دارم تو را، ای بی تو من نابود!
دوست می دارم تو را، از بی نهایت، بی نهایت تر!
دوست می دارم تو را، ای آتش اندیشه هایم بی تو خاکستر!
من نمی دانم ترا؛ ای قلهٔ مغرور!
عاقبت آیا کدامین شب
عاقبت آیا کدامین روز
فتح خواهم کرد؟
♥ نگار ♥
ادما بازیو دوست دارن......انتخاب باتوست
ک هم بازیشون باشی
یا
اسباب بازیشون
♥ نگار ♥
ـ دوست یعنی اون جمله های ساده و بی منظوری که میگی و خیالت راحته که ازش هیچ سوء تعبیری نمی شه
ـ دوست یعنی یه دل اضافه داشتن برای اینکه بدونی هر بار دلت می گیره یه دل دیگه هم دلتنگ غمت می شه
ـ دوست یعنی وقت اضافه ؛ یعنی تو همیشه عزیزی حتی توی وقت اضافه
ـ دوست یعنی تنهایی هام رو می سپرم دست تو چون شک ندارم می فهمیش
ـ دوست یعنی یه راه دو طرفه٬ یه قدم من یه قدم تو ؛ اما بدون شمارش و حساب و کتاب
ـ دوست یعنی من از بودنت مفتخر و سربلندم نه سر به زیر و شرمنده
ادعا نمی کنم که همیشه به یاد دوستانم هستم ولی ادعا می کنم که لحظاتی که به یادشون نیستم هم دوستشون دارم
این تقدیم به شما دوستای گلم