یافتن پست: #دار

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خنده‌های تـــو کــــودکی‌ام را به من می‌بخشد و آغـــوش تو آرامشی بهشتــی و دستهای تـــو اعتــمادی که به انسان دارم چقـــدر از نداشتنت می‌تــــرسم ...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:33
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
و نیستی اما من برایت چای می ریزم
دیروز هم ... ... نبودی که برایت بلیط سینما گرفتم
دوست داری بخند دوست داری گریه کن
و یا دوست داری مثل آینه مبهوت باش
مبهوت من و دنیای کوچکم دیگر چه فرق می کند باشی یا نباشی
من با تو زندگی می کنم...!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:31
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به سَـــلامتی مخاطب خاصی که ارزششو داره یه عمر تنها باشی

ولی نزاری کسی جاشــو بگیره !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:22
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
"چهارم شهریور، سالروز درگذشت مهدی اخوان ثالث"

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است

کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید، نتواند

که ره تاریک و لغزان است

وگر دست محبت سوی کسی یازی

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

که سرما سخت سوزان است

"از شعر زمستان"
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:15
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من رابــطه هایی را دوســت دارم که دو طــرفه اند...

هــر دو می‏کوشــند برای ادامــه دار شــدنش...

.

.
هــر دو خطــر می کنــند...
هــر دو وقــت می گــذارند...
هــزینه می کنــند...


هر دو برای یک لحظــه بیــشتر، در کنــار هــم بــودن

با زمــان هــم می‏جنــگند...


من عاشــــق رابطــه‏های دو طــرفــه‏ام.
رابطه هــایی که بــرای هر دو طرف ادامــه ‏اش،

با ارزش‏تــرین چــیز دنــیاست.
بــــرای هــــر دو...!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 17:03
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یک ساعت داشتم با یه ماشین کورس میذاشتم آخرش طرف اومده میگه :داری کورس میذاری؟ گفتم :پ ن پ مریض دارم تند میرم سریع برسم به بیمارستان طرف میگه : بامزه بزن کنار کنترل نامحسوس
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:58
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻓﺎﻝ ﺣﺎﻓﻆ! ﻧﯿﺖ ﮐﻦ..............

ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ ﮔﺮ ﻏﻤﺖ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ!! ﺑﻪ ﺩﺭﮎ ﮔﺮ ﺳﺮﺕ ﺳﺎﻣﺎﻥ
ﻧﺪﺍﺭﺩ!! ﺑﺨﻨﺪﻡ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻓﺎﻧﯽ!! ﮐﻪ ﺿﺎﯾﻊ
ﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﺩ!!!
ﺣﺎﻓﻆ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺩ ﺑﮕﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻣﯽ ﺷﯽ!
ﯾﮑﻢ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﻪ!! ﻣﻨﻈﻮﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﻩ!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:56
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ترسناک ترین جمله در زمان کودکی: وایسا برسیم خونه…

اصلا یه وضعی!!!! ینى تا برسیم خونه ١٠٠ بار آرزوى مرگ میكردیم !!!!

یه بار تو ماشین خودمو زدم به خواب ، وقتى رسیدیم خونه ، بابام یه طورى كه من بشنوم به مادرم گفت ، حیف كه خوابه وگرنه ادبش میكردم حالام عیب نداره فردا صبح كه بالاخره بیدار میشه!!!

نشون به این نشون كه فرداش تا ساعت ٥ عصر تو تخت غلت میزدم ینى من خوابم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:50
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چه حس قشنگیه وقتی میشی مَحرمِ دل یکی ..

یکی ک بهش اعتماد داری ..

بهت اعتماد داره ..

از دلتنگی هاش برات میگه ..

از دلتنگی هات براش میگی ..

آروم میشه .. آروم میشی ..

حسی ک هیچوقت ب تنفر تبدیل نمیشه ..

این حس مثل قطره های بارون پاکه ..!!

همچین آدمی رو تو زندگیتون دارین؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:47
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تا حالا توجه کردین هیچ قنادی ای قند نمیفروشه،

هیچ عطاری ای هم عطر نمیفروشه.

قهوه خونه هام همه چی دارن جز قهوه!

جدا چرا؟ سواله
دیدگاه  •   •   •  1392/06/4 - 16:23
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ