یافتن پست: #دار

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو کجایی سهراب ، آب را گل کردند
چشم ها بستند و چه با دل کردند
وای سهراب کجایی آخر ؟ زخم ها بر دل کردند
خون به چشمان شقایق کردند
تو کجایی سهراب که همین نزدیکی عشق را دار زدند …
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 22:02
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
حكـــم اعـــدام بود...

اعــــدامی لــحظـه ای مـــكـث كرد و بـــوسـه ای بر طـنـــاب دار زد

دادســـتان گفت:
صــبــر كنید، آقــای زنـــدانـــی این چـــــه كـــاریـست ...؟!؟!؟؟

زنـــدانـی خـــنده ای كــرد و گفت:
طــنـاب نــمیـزاره زمــیـن بـیفتـم ،
ولی آدم ها بدجوری زمینم زدن
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 21:59
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی شیری طعمه اش را با آمدن لاشخورها رها میکند، نشان ترس نیست...
بلکه باورش این است که طعمه اش دیگر ارزش خوردن ندارد..
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 21:55
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
الزاماً هر کی دوربین میخره عکاس نیست
الزاماً هر کی خوشگله مدل نیست
الزاماً هر کی خوش زبان چاپلوس نیست
الزاماً هر کی میخنده بی غم نیست
الزاماً هر کی با حجاب با حیا نیست
الزاماً هر کی آرایش میکنه فاحشه نیست
الزاماً هر کی زیاد کار میکنه حمال نیست
الزاماً هر کی هم صحبته دوست نیست
الزاماً هر کی باکره است هرزه نیست
الزاماً هر کی بچه بدنیا می اورد مادر نیست
الزاماً هر کی مینویسه نویسنده نیست
الزاماً هر کی نامرد مرد نیست
الزاماً هر کی زن نامرد نیست
الزاماً هر کی بوم نقاشی داره نقاش نیست
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 21:41
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سخـت ترین کار دنیـا .....

سخـت ترین کار دنیـا


بی محلــی کردن


به کسیـه که


با تـمـام وجــود

دوسـتش داری.....
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 21:39
+1
♥♥B_A_H_A_R_E_H ♥♥
♥♥B_A_H_A_R_E_H ♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 21:38
+5
♥♥B_A_H_A_R_E_H ♥♥
♥♥B_A_H_A_R_E_H ♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 21:36
+4
♥♥B_A_H_A_R_E_H ♥♥
♥♥B_A_H_A_R_E_H ♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 21:35
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
درد دل یک معلم:
دوستم ترک تحصیل کرد من معلم شدم حال
او پورشه دارد ، من پوشه
او اوراق مشارکت دارد ، من اوراق امتحانی،
او عینک آفتابی دارد ، من عینک ته استکانی ،
او بیمه زندگانی دارد ، من بیمه خدمات درمانی،
او سکه و ارز دارد ، من سکته و قرض ......:(
.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 21:33
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به راستی چقدرسخت است خندان نگه داشتن لب ها در زمان گریستن قلب ها و تظاهر بهخوشحالی در اوج غمگینی و چه دشوار و طاقت فرساست گذراندن روزهایی تنهایی و بی یاوری
درحالی كه تظاهر می كنی هیچ چیز برایت اهمیت ندارد
اما چه شیرین است درخاموشیو تنهایی به حال خود گریستن و باز هم نفرین به تو ای سرنوشت....
دیدگاه  •   •   •  1392/05/30 - 20:51
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ