یافتن پست: #دار

*elnaz* *
*elnaz* *
آخرین ویرایش توسط eli20 در [1392/05/17 - 01:12]
1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/17 - 01:11
+4
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
فکر کنم این سوسکا مشکل کلیه دارن.آخه همش تو دسشویین!:d
دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 18:55
+6
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
ﺁﻫﺎﯼ ﺷﻤﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻫﻤﺴﺮ ﻣﻦ
ﺑﺸﯽ:
.
.
.
.

.
.
..
.
.
. ﻫﯿﭽﯽ ﺧﻮﺷﺎ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺗﺖﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ؟
ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﯼ ﺧﺪﺍ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻩ؟ﮐﺼﺎﻓﻂ:d
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 18:48
+7
saman
saman
آنها میگویند عاشق باش، اما برای آنکه عشق بماند، دستش را بگیر و بفشار ُ لبخند تلخ خداحافظی آخر را بزن و برو ...! عشقهای کتابی شیرنند، به دل مینشیند، اما همه شان خیلی چیزهارا کم دارند...!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 18:02
+5
saman
saman
بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست


آه، بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست


مثل عکس رخ مهتاب که افتاد در آب


در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست


آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد


بال وقتی قفس پر زدن چلچه هاست


بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است


مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست


باز می پرسمت از مساله و دوری عشق


و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست

(نجیب زاده)

دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 17:58
+3
saman
saman

پر میکشم از پنجره ی خواب تو تا تو


 هر شب من و دیدار،در این پنجره با تو


 از خستگی روز همین خواب پر از راز


 کافیست مرا،ای همه خواسته ها تو


 دیشب من و تو بسته ی این خاک نبودیم


 من یکسره آتش،همه ذرات هوا تو


 پژواک خودم بودم و خود را نشنیدم


 ای هرچه صدا،هرچه صدا،هرچه صدا-تو


 آزادگی و شیفتگی مرز ندارد


 حتی شده ای از خودت آزاد و رها تو


 یا مرگ و یا شعبده بازان سیاست؟


 دیگر نه و هرگز نه،که یا مرگ که یا تو


 وقتی همه جا از غزل من سخنی هست


 یعنی همه جا-تو،همه جا-تو،همه جا-تو


 پاسخ بده ازاین همه مخلوق چرا من؟


 تا شرح دهم،از همه ی خلق چرا تو؟




(م.بهمنی)

دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 17:52
+3
saman
saman

عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من


شب هجران نکند قصد دل آزاری من


روزگاری که جنون رونق بازارم بود


تو نبودی که بیایی به خریداری من


برگ پاییزی ام و خسته دل از باد خزان


باغبان نیز نیامد پی دلداری من....

(نچیب زاده)

دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 17:51
+2
saman
saman
دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 17:49
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه دوست داشتم اصلا اهل تقلب و این حرفا نبود
میگفت سوسول بازیه
شب امتحان با قمه میرفت دمه خونه استاد
.
.
.
الان داره دكتری میخونه
دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 17:13
+3
saman
saman
دیدگاه  •   •   •  1392/05/16 - 17:11
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ