ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺳﻮﭘﺮﯼ ﺧﺮﯾﺪ ﮐﻨﻢ ﯾﻪ ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﭘﺲ ﮔﺮﺩﻥ ﺗﺎ ﺟﻠﻮ
ﭘﯿﺸﻮﻧﯽ ﮐﭽﻞ ﺑﻮﺩ ﺍﻭﻣﺪ ﺗﻮ ﻭ ﺑﻪ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ : ﺁﻗﺎ ﯾﻪ ﺷﺎﻣﭙﻮ ﺧﻮﺏ ﺑﺪﯾﻦ
ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﻫﻢ ﯾﻪ ﺩﻩ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺪﯼ ﺑﻬﺶ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﺑﻌﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﺁﺭﻭﻡ ﻭ
ﺭﯾﻠﮑﺲ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺣﺘﯽ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﻪ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﯾﻪ ﺩﻭﻧﻪ ﺷﯿﺸﻪ ﺷﻮﺭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ
ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭ ﻣﯿﺰ ﮔﻔﺖ : ﺧﺪﻣﺖ ﺷﻤﺎ

))

)
ﻫﻨﻮﺯ ﻣﻌﺪﻡ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺭﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ

)))))))))
یه بارتو جمع نشسته بودیم همه بزرگایه فامیل هم بودن


1392/10/14 - 19:23پدر زن دایی بزرگه هم بود من به پسر خالم گفتم که این یارو چه قد شبیه استاد چیفو تو پاندایه کنگفوکاره
من هی میگفتم پسر خالم میگفت نه.
تا اینکه پسر کوچیه داییم اومدپیشپدر زندایی بزرگه صاف تو چش یارو نگاه کرد ذارت گفت استاد چیفو......من درجا رو کردم به پسر خالم گفتم دیدی گفتم
دیدی گفتم........
چشت روز بد نبینه دقیقا تو همین لحظه ای که من گفتم همه ساکت شده بودن صدایه منم واضح دالبی پخش شد
هیچی دیگه الان 5سال از اون ماجرا میگذره ولی یارو هنوز دلخوره......
زن داییمم که هر بار منو میبینه چش غره میره
هیچی دیگه واسه ما این جمله درد سر شد..
.ولی خداییش رویه پسر خالم 5 ساله کم شده
ارزششو داشت
1392/10/14 - 19:25 ( لايک توسط 2 کاربر )کم نه............
1392/10/14 - 19:26

1392/10/14 - 19:26 ( لايک توسط 1 کاربر )