یافتن پست: #دایی

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختره سنش با عشقش روهم 15 سال نمیشه مطلب زده
" فرهاد من کجاست که ببیند لیلی اش در آتش عشقش خاکستر شده ..."
منم کامنت دادم: احتمالا رفته با مجنون دوئل کنه :)))))
خدایی هنوز سنش به درک داستان شیرین و فرهاد نرسیده، تا جایی که ما خبر داشتیم فرهاد بیچاره چشمش دنبال شیرین بود نه لیلی :خخخخ
دیدگاه  •   •   •  1392/06/11 - 17:01
+4
behzadsadeghi
behzadsadeghi
بچه های امروزی رو نمیتونم درک کنم : بهش آدامس موزی میدم ناز میکنه میگه این آدامسا بو میدن و بدمزه ن نمیخورم ! زمان ما آدامس موزی خدایی میکرد ؛ ما اول کاغذشو نیم ساعت لیس میزدیم بعد میرفتیم سراغه خودش !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/11 - 12:41
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دوست داشتن را دوست بدار

و از تنفر متنفر باش

با آشتی آشتی کن

و از جدایی جدا باش
دیدگاه  •   •   •  1392/06/11 - 12:18
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

گریه می کردم که با تو در هر لحظه بودنم می ارزه

چرا میخوای بگیری لحظه هامو

من میدونم این جدایی میسوزونه دلمو

این که توچشمامه فکر نکن اشکامه آخر دنیامه که میریزه روی شونه های تو

تو میری ومن میمونم با یه عالم عاشقونه های تو ...

دیدگاه  •   •   •  1392/06/10 - 17:31
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
كسی سر بر نیارد كرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید ، نتواند
كه ره تاریك و لغزان است
وگر دست محبت سوی كسی یازی
به اكراه آورد دست از بغل بیرون
كه سرما سخت سوزان است
نفس ، كز گرمگاه سینه می آید برون ، ابری شود تاریك
چو دیدار ایستد در پیش چشمانت
نفس كاین است ، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیك ؟
مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چركین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آی
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای

منم من، میهمان هر شبت، لولی وش مغموم
منم من، سنگ تیپاخورده ی رنجور
منم ، دشنام پس آفرینش ، نغمه ی ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در، بگشای ، دلتنگم
حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد

تگرگی نیست، مرگی نیست
صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را كنار جام بگذارم
چه می گویی كه بیگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
فریبت می دهد ، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست

حریفا ! گوش سرما برده است این ، یادگار سیلی سرد زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان ، مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهان است
حریفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز یكسان است

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین
درختان اسكلتهای بلور آجین
زمین دلمرده ، سقف آسمان كوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:28
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

وقتی به تو می اندیشم...


صدایی نیست!


سکوت همیشه رابط ماست


بی تو و دور از تو بودن


هنر عشق و وفاست…..!

دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 16:29
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 14:48
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسرداییم تا حالا لب به سیگار و قلیون نزده
بعد از اینکه تو عشقش شکست خورده
رفته الکترو اسموک (Electro Smoke) خریده میکشه!
آخه آدم انــــــقدرررر هـمـوژنـیـزه؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/8 - 22:27
+4
بهناز جوجو
بهناز جوجو

آیا می دانستید که :
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
مریخیا وقتی پاشون پیچ میخوره زمین نمیخورن ، مریخ میخورن ؟! نه ! خدایی میدونستی ؟

دیدگاه  •   •   •  1392/06/8 - 20:35
+9
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 23:34
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ