یافتن پست: #دایی

شاهین
شاهین
تو آدم بیکاری هستی در صورتیکه :
.
.
.
.

1-عضو bia2 uniباشی!!!
.
.
.
.
.
.

2-موبایل داشته باشی!
.
.
.
.
.
.

4-وقتتو واسه خوندن این مطلب تلف میکنی!
.
.
.
.
.
.
.
5- نفهمیدی تو این مطلب شماره 3 وجود نداره؟!!!!!!
.
.
.

.
.
.
.
7-الان چک کردی ببینی که شماره 3 هست یا نه؟!!!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.

8- شماره 6 کجاست؟!!
.
.
.
.
.
.

9-حالا لبخند می زنی!!!

.
.

.
.
.
10- شماره 1 کجاست؟
.
.
.
11-هه هه هه رفتی چک کنی ببنی شماره 1 هس
.
.
.
.

.
حالا خداییش فکر می کنی آدم بیکـــــــاری نیستی؟؟
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 23:53
+3
شاهین
شاهین
خدایی ببینید عینک عین الله
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 16:38
mah3a
mah3a
رفتم دستشویی پارک. تا تو دستشویی نشستم از دستشویی کناری صدایی شنیدم که گفت:
سلام حالت خوبه؟

من اصلاً عادت ندارم که تو دستشویی هر کی رو که پیدا کردم شروع کنم به حرف زدن باهاش، اما نمی دونم اون روز چِم شده بود که پاسخ واقعاً خجالت آوری دادم:

حالم خیلی خیلی توپه.

بعدش اون آقاهه پرسید:

خوب چه خبر؟ چه کار می خوای بکنی؟

با خودم گفتم، این دیگه چه سؤالی بود؟ اون موقع فکرم عجیب ریخت به هم، برای همین گفتم؛

اُه من هم مثل خودت فقط داشتم از این جا رد می شدم...

وقتی سؤال بعدیشو شنیدم، دیدم که اوضاع داره یه جورایی ناجور می شه، به هر ترفندی بود خواستم سریع قضیه رو تموم کنم:

من می‌تونم بیام طرفای تو؟

آره سؤال یه کمی برام سنگین بود. با خودم فکر کردم که اگه مؤدب باشم و با حفظ احترام صحبتمون رو تموم کنم، مناسب تره، بخاطر همین بهش گفتم:

نه، الآن یه کم سرم شلوغه!

یک دفعه صدای عصبی فردی رو شنیدم که گفت:

ببین، من بعداً باهات تماس می گیرم. یه احمقی از دستشویی بغلی همش داره به همه سؤال های من جواب می ده!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 22:16
+6
سحر
سحر
در کلاس پنجم ابتدایی از آقا معلممان سوال کردم : آقا علم بهتر است ؟ یا ثروت؟

درجوابم حرفی نگفت !

دیروز او را پس از سالها پشت فرمان تاکسی فرسوده اش دیدم .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:53
+8
mah3a
mah3a
نشستیم داریم فیلم اکشن میبینیم یه دفه داییم یه لگد محکم بهم زد . میگم چرا میزنی ، میگه خواستم حس ال ای دی سه بعدی بهت بدم که جلو دوستات احساس حقارت نکنی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:43
+5
mah3a
mah3a
راه میوفتم بی هدف مقصد راهو نمی دونم
کاش می شد آروم بگیرم ولی افسوس نمی تونم

کو یه قاصدک تو جاده که بشه همسفر من
من یه قصه ام که جدایی شده فصل آخر من
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:13
+4
ebrahim
ebrahim
لیست تلفن یک دخترها :

مامی
ددی
امیر "پرشیا"
... ... امیر "فرمانیه"
مانی BMW
مهسا جوجو
عباس گلدیس
عباس ایران زمین
عباس عشقم
مهتاب
سعید خاله
سعید پسر خاله مهتاب
سعید عشقم
----------------------------------
لیست تلفن یک پسرها :

بابا
مامان
محسن
دایی اکبر
عمه فاطی
سحر عشقم
جواد قلیون
اصغر کباب
خاله 1
خاله 2
خاله 3
بابک ساقی
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 18:41
+5
حمید
حمید
در SMS
تا نباشد این جدایی ها کس نداند قدر یاران را کویر خشک میداند بهای قطره باران را
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 15:37
+6
حمید
حمید
در SMS
تف به زندگی، تف به عشق ، تف به دلتنگی ، تف به جدایی ، تف برسون تفم تموم شد !{-17-}{-25-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 01:31
+2
sasan pool
sasan pool
كودكی میگفت:

معلم برای سفید بودن برگه نقاشیم

تنبیهم كرد و همه به من خندیدند...

اما من خدایی را كشیده بودم

كه (همه) می گفتند دیدنی نیست
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 23:56
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ