یافتن پست: #در

be to che???!!
be to che???!!

اولين روز باراني را به خاطر داري؟
غافلگير شديم
چتر نداشتيم
خنديديم
دويديم
و به شالاپ شلوپ‌هاي گل آلود عشق ورزيديم.

دومين روز باراني چطور؟


پيش‌بيني‌اش را كرده بودي
چتر آورده بودي
من غافلگير شدم
سعي مي‌كردي من خيس نشوم
و شانه سمت چپ تو كاملاً خيس بود

سومين روز چطور؟


گفتي سرت درد ميكند
حوصله نداشتي سرما بخوري
چتر را كاملاً بالاي سر خودت گرفتي
و شانه راست من كاملا خيس شد

و چند روز پيش را چطور؟


به خاطر داري؟
كه با يك چتر اضافه آمدي
و مجبور بوديم براي اينكه پين‌هاي چتر توي چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر برويم

فردا ديگر براي قدم زدن نمي‌آيم

.
تنها برو!

 
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 18:13
+5
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 18:10
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سه تا بهترین خوابیدن های دنیا:
1. خوابیدن رو پای مامان وقتی کلی خسته ای
2. خوابیدن رو شونه ی عشقت Aوقتی کلی تنهایی
3. خوابیدن با چشمای باز وقتی استاد داره درس میده
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:58
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:47
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

در زندگی اختیار بادها دست ما نیست ، ولی اختیار بادبانها دست ماست .


دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:45
+4
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

برو بشین رو پشت بوم ، روتو بکن به آسمون ، در جهت وزش باد ، یه بوس فرستادم برات .


دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:39
+5
saman
saman
باز کن پنجره ها را که نسیم

روز میلاد اقاقی هارا،


جشن می گیرد،


و بهار،


روی هر شاخه کنار هر برگ،


 شمع روشن کرده است


*


همه ی چلچله ها برگشتند:


وطراوت را فریاد زدند،


کوچه یکارچه آواز شدست،


ودرخت گیلاس


هدیه ی جشن اقاقی ها را


گل به دامن کرده است


*


باز کن پنجره ها را، ای دوست،


هیچ یادت هست؟


که زمین را عطشی وحشی سوخت؟


برگ ها پژمردند؟


تشنگی باجگر خاک چه کرد؟


*


هیچ یادت هست؟


توی تاریکی شب های بلند،


سیلی سرما با تاک چه کرد؟


باسروسینه ی گل های سپید،


نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟


هیچ یادت هست؟


*


حالیا معجزه باران را باور کن،


و سخاوت را در چشم چمنزار ببین،


ومحبت را در روح نسیم،


که در این کوچه تنگ،


با همین دست تهی،


روز میلاد اقاقی ها را،جشن می گیرد.


*


خاک،جان یافته است


تو چرا سنگ شدی؟


تو چرا این همه دلتنگ شدی؟


باز کن پنجره ها را...


             و بهاران را باور کن.

دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:36
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من

هیچ وقت تنها نبودم

همیشه نبودت

همراهم بوده ،

در همین جیب بغلم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:32
+2
saman
saman
دو روز در هفته است که نسبت به آن هرگز نگران نیستم دو روز بدون دغدغه و رها از بیم وهراس. یکی از این روز ها "دیروز" است و روز دیگر "فردا". 
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:32
+3
saman
saman
 عده ای دوست در یک میهمانی شام گرد هم جمع شده بودند. هر یک از آن ها خاطراتی از گذشته تعریف می کردند، یک نفر پرسید"بهترین روز عمرتان کدام روز بوده است؟" زن و شوهری گفتند:" بهترین روز عمر ما روزی بود که با هم آشنا شدیم."زنی گفت:" بهترین روز زندگیم روزی بود که نخستین فرزندم به دنیا آمد." مردی گفت:" روزی که از کارم اخراج شدم بهترین و بدترین روز عمرم بود. آن روز، باعث شد که روی پای خود بایستم و راه تازه ای را شروع کنم  و از آن روز از هر قسمت زندگیم رازی بودم." این گفتگو ادامه داشت تا اینکه به زنی رسید که تا آن هنگام ساکت بود. از او پرسیدند "بهترین روز عمر تو چه روزی بوده است؟" زن گفت:"بهترین روز زندگی من امروز است زیرا امروز روزی است که بیش از همه روز ها برایم ارزشمند تر است. من نمی توانم دیروز را به دست بیاورم آینده هم مال من نیست. اما امروز مال من است. تا آن را هر طوری که می خواهم بگذرانم و از آن جا که امروز تازه است و من هم زنده هستم پس بهترین روز من است و خدا را برای این شکر می کنم."
دیدگاه  •   •   •  1392/06/2 - 17:31
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ