به سمت فضایی روان
گام برمیدارم
شهری - هنوز طبیعی و زنده -
در برابر است
کوتاهترین راه
به این شهر ِ بینظیر
خواب است.
از : اقبال معتضدی
فقط زمانی میتونی به یه نفر بگی “عاشقتم” که قدرت “پس زدن” هر کسی جز اونو داشته باشی …
خواب بودم ، سخن عشقت مرا بیدار کرد
مست بودم ، نفس مهر تو هوشیارم کرد
تقدیر تو در وسعت هر آینه پیداست
تقصیر دلم نیست تماشای تو زیباست