یافتن پست: #در

Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
کرد....!!!! بعد خدا بهش یه دختر داد....!!!! یه روزی خدا بهش گفت که یادته چجوری اشک دخترها رو در میاوردی........!!! حالا خودت دختر داری....!!!نظرت چیه..!!؟؟ تحمل اشکش و داری....!!؟؟ گفت:فقط میتونم بگم پشیمونم وامیدوارم همه اونها که دلشون رو شکستم منو ببخشن....!! هیچ پدری طاقت دیدن اشکهای دخترشو نداره..!! پدرهای اینده.....!!! به دختردارشدنتون خوب فکر کنید....!!! زمین گرده ها....!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 17:56
+4
saman
saman
در CARLO
روزگار، ما را به جايي رسانده كه به پرايد نامه بنويسيم. (فكر كن!) پرايد عزيزم، شنيده‌ام مرز هجده ميليون تومان را رد كرده‌اي.‌اي قشنگ‌تر از پريا از اين به بعد، انصافا، تنها تو كوچه نريا. چون با اين وضعيت زورگيري، اختلاس و... كلا بچه‌هاي محل دزدن و خداي نكرده زبانم لال يكجا تو رو مي‌دزدند.

پرايد خوبم، انژكتورت را قربان، ‌اي لاستيكت تو حلقم، ‌اي فداي برجستگي صندوق عقب تو، ‌اي دور رينگت بگردم، فكر مي‌كردي يك زمان به مدد تلاش شبانه روزي مسوولان هجده ميليون تومان بشوي؟!

اي پرايد، ‌اي نازنين، ‌اي ماكسيما مخفي، ‌اي طرح ژنريك بنز، ‌اي پرادو مينيمال تو الان در شرايطي هستي كه مي‌توان لنت‌هايت را طوطياي چشم كرد. تو الان در موقعيتي هستي كه دود اگزوزت صد مرتبه از هواي فرحزاد مصفي‌تر است! تو چنان مقام و منزلتي داري كه مردم عاشق جيب چاك تو هستند. يعني قيمتت جيب جر مي‌دهد، باقلوا! من در حسرت آن لحظه خواهم سوخت كه سايپا سر در كارخانه‌اش بيلبورد بزند «اين ور پرايد اوفينا/ اون ور پرايد اوفينا».

اي تراول چك متحرك، ‌اي هر دور لاستيك تو شيش ماه كار كردن من، ‌اي كه ديروز در حد غضنفر بودي و امروز اما يك پا «ارزو» شدي. همينطور كه در خيابان‌ها حركت مي‌كني و از مردم دل مي‌بري به جان مسوولان با بالا گرفتن برف پاك‌كن‌هايت دعا كن. آنها و فقط آنها چنان در حوزه اقتصاد كيمياگري بلد بودند، كه توانستند نه مس، كه لگني مانند تو را طلا كنند؛ طلاي هجده عيار! باز من نمي‌دانم چرا اين مردم ناسپاس از مسوولان انتقاد مي‌كنند. قيمت پرايد امروز، قيمت زانتياي يك سال پيش است. آيا اين امر به راحتي به دست مي‌آيد؟ اين دوستان ناممكن‌ها را براي ما ممكن كرده‌اند. ‌اي الهي آخ و همينطور بچه‌ها متشكريم از بيخ.


باز نشر فراموش نشه


دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 17:53
+6
saman
saman
در CARLO
یکی از فانتزیام اینه که یه روز سوار مترو بشم بعد ترن توی تونل گیر کنه و دچار حادثه بشه اونوقت من با مشت بزنم حفاظ اون چکُشی که تو واگنها هست رو بشکنم بعد باهاش شیشه رو بشکنم بپرم بیرون و چراغ قوه ام رو از توی جیبم دربیارم روشن کنم و به بقیه بگم : از این طرف دنبال من بیاید ، منم میریم سمت ایستگاه توپخونه اونجا حتما نیروی کمکی هست !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 17:49
+4
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 17:43
+4
saman
saman
در CARLO

یکی از فانتزیام اینه :


توی بیمارستان،یه پرستار فوق العاده زیبا وجذاب


از اتاق عمل سریع میاد بیرون و


داد میزنه:آقای دکتر؟آقای دکتر؟بیمار داره از دست میره


من درحالی که لبخندی پرمعنا بر لب دارم سرمو میندازم پایین و از توی کشو دستکشمو در میارم


پرستار بلندتر و با التماس میگه:آقای دکتر عجله کنید ،قلبش از حرکت ایستاده


من بازهم با لبخندی معنا دار دستکشارو دستم میکنم


ایندفعه همهءپرستارا ودکترا از اتاق میریزن بیرون و فریاد میزنن آقای دکتر آقای دکتر بیمار داره میمیره


من که دسکشامو دستم کردم با خونسردی به چهرهءتک تکشون نگاه میکنم و میگم:


.


.


.


.


.


.


.


.


آقای دکتر طبقه بالا تشریف دارن


بعد سطل آبو با پام هول میدم جلو و همینجور که دارم زمینو تی میکشم توی مه و غبار دور میشم ...

1 دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 17:34
+6
saman
saman
در CARLO
آقای ایرانسل!نوکرتم به خدا!برادر من! عزیز من!

 

من دوست ندارم تو مسابقه شما شرکت کنم!

 

... ... به جون مامانم adsl دارم!

 

صبح به صبح، ساعت ٧ منو با اس.ام.اس

 

فروش ویژه بیدار نکن.شارژ جایزه بخوره تو سرت

 

که 100000تومن شارژ کنم 100تومن بدی!

 

موبایل بانک نمیخوام!اینقدر واسه هر چی تبریک نگو!

 

نکن برادر من !‌نکن پدر من !نکن بیشعـــــــــور !

 

من تا حالا از شما پیشواز گرفتم؟

 

بابام گرفته؟ ؟چی میخوای از جوونِ من آخه ؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 17:31
+5
saman
saman
در CARLO
یه دختر هم پیدا نشد عاشقش بشیم قصد ازدواج پیدا کنیم

 


بعد مثل فیلما باباش دسته چک ایناش رو در بیاره و

 

به ما بگه چه قدر برات بنویسم دست از سر دخترم برداری!


بعد ما بگیم عشق رو نمیشه با پول خرید!!!

 

من به خاطر پول عاشق نشدم!


بعد پدرِ دختره بگه 100 ملیون می‌دم بهت ...


منم بگم هر چی‌ شما بگین پدر جان ،

 

من رو حرفِ بزرگ ترا حرف نمی‌زنم، لطفا حامل باشه چکتون .
8 دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 17:26
+4
sasan pool
sasan pool
دیروز رفتم دکتر میگه تو چرا انقدر چاقی؟باید لاغر کنی.حیف جوانی تو نیست؟خلاصه من نفهمیدم الان با من هم دردی کرد یا داشت نصیحت می کرد.بعد رفت خاطره تعریف کرد گفتش دور از جونت فامیل ما 160 کیلو بود 20 کیلو از تو بیشتر سرطان گرفت داشتیم خاکش می کردیم شد بود 70 80 کیلو.
دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 17:23
+3
saman
saman
در CARLO
تلوزیون ایران/ برنامه مستند بیراهه دیشب ۱.۳۰در مورد برنامه های ماهواره و ضرراتش گفت مثه جم.زمزمه . فارسی۱.و...که نگاه نکنید طرف دیده و زنش خیانت کرده بش بعد کشتتش و یکی دیگه خونوادش از هم پاشیده و..و بعد کلی فک زدن که برنامه تموم شد اهنگ اخر برنامه حدس بزن چی بود؟؟؟همون اهنگ ترکیه ای که مخصوص سریال از بوسه تا عشق / خدایی مستند که داریم؟....واقعا ادم نمیدونه چی بگه.!!!!{-7-}
دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 17:22
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
سیر تحولی نام های دخترانه در طول تاریخ
اسم خانوما از دهه 50به قبل :
زینب / اقدس/ ملوک/ بطول/ کوکب/ سکینه/ فوزیه
اسمه دخترا در دهه 60 :
زهرا/ فاطمه/ حدیث / فریبا
اسمه دخترا در دهه 70 :
هانیه / فهیمه / ارزو/ مریم/ سارا
اسمه دخترا در دهه 80 :
یاسی/ پارمیدا / ایسودا/ ژینوس/ سینوس/ کسینوس/ بهنوش / شادنوش / پارسی کلا / زمزم
خدا به داد دهه 90 برسه.................
دیدگاه  •   •   •  1392/05/1 - 17:18
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ