یافتن پست: #در

Tiam Mohseni
Tiam Mohseni
من تو مدرسه جز اونایی بودم که وقتی برق می رفت یا میومد، با نعره صلوات میفرستادم تا محض اینکه چند ثانیه ام شده وقت کلاسو بگیرم...!{-11-}
یه همچین آدمیم من!{-15-}
12 دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 16:19
+10
مهسا
مهسا
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 16:18
+6
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
@arash-tavanaei واقعا کی قدر زحماتی که میکشیو میدونه؟

هممون میایم اینجا از سایت لذت میبریم ، اما هیچ کدوممون نمیدونیم که ذره به ذره این سایت با دستای آرش نوشته شده

واقعا شبانه روز وقت میزاره به این سختی این امکانات رو برای سایت فراهم میکنه فقط واسه خاطر بچه های بیاتویونی ...

بزن لایکو به افتخار مدیر بیاتویونی " آرش توانایی "
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 16:17
+13
-1
mohamad
mohamad
3 دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 15:14
+6
مهسا
مهسا
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 14:53
+8
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
نمیدانم

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازی گوش

و او یکریز و پی در پی دم گرم و چموشش را در گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند

هر دم سکوت مرگبار را
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 14:06
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
با تو زنده ام و بی تو مشتی خاک بی ارزش

در گورستانی سرد و دور افتاده

که کلاغی میخواند بر سر مزار سرد و تنهایم

With you I live without you and a handful of worthless soil

In cold and remote cemetery

The crow sings alone on the cold grave
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 14:03
+4
saman
saman
در CARLO
ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻮﻓﺘﻪ ﻗﻠﻘﻠﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩ (ﻇﺮﻓﯽ ﮐﻪ ﻗﻠﻘﻠﯿﺎ ﺭﻭ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺷﺖ

ﺩﺍﺧﻠﺶ ﮐﻮﭼﯿﮏ ﺑﻮﺩ ) ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﯽ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ؟

ﮔﻔﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﻪ ﻗﻠﻘﻠﯿﺎ ﻣﯿﮕﻢ ﻣﺴﺠﺪﯼ ﺑﺸﯿﻨﯿﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﻮﻥ ﺟﺎ ﺷﯿﻦ (((:
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 13:30
+6
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
3 دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 13:06
+6
saman
saman
در CARLO

اومدم خونه، مادربزرگم تا منو دید گفت:
بالاخره یاد گرفتم sms بدم! گفتم :چی میگی؟
عمراً اگه یاد گرفته باشی!
اینو گفتم و رفتم تو اتاقم...
چند ثانیه بعد یه مسیج با این مضمون از طرف مادربزرگم اومد:
گه نخور...!

دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 12:35
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ