یافتن پست: #در

sara
sara
هم نشین های خوب به قدری ارزش دارد كه حتی در قیامت هم برای تكمیل نعمتهای بهشتی ، این نعمت بزرگ به «مطیعان» ارزانی می گردد...@arash-tavanaei arash-tavanaei arash-tavanaei @arash-tavanaei
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 11:09
+4
saman
saman
من بچه بودم آرزو داشتم مادر بزرگم بزاره

دستگیره چرخ خیاطیش رو یه دور بچرخونم !

یه همچین آدمی قانعی بودم من ! :)
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 11:02
+5
sara
sara
من آن ابرم كه می خواهد ببارد
دل تنگم هوای گریه دارد
دل تنگم غریب این در و دشت
نمی داند كجا سر می گذارد ...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 10:52
+4
sara
sara
اشـتباه من بود

کسی را پاشویه می کردم که

در '' تـب '' دیگری می سوخــت...!
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 10:22
+4
sara
sara
"هست" را اگر قدر ندانی

میشود "بود"

و چه تلخ است اگر "هست"

کسی بشود "بود"
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 10:14
+4
sara
sara
عشق سرمایه ی هر انسان است
بنشانید به لب حرف قشنگ
حرف بد وسوسه ی شیطان است
و بدانید که فردا دیر است
و اگر غصه بیاید امروز تا همیشه دلتان درگیر است
پس بسازید رهی را که کنون
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 10:11
+4
sara
sara
حالم خــــــــــــــــــــــــوبه !
مثلِ مادر بزرگ . . .
که می گفت حالم خوب است
. . . اما . . .
مُــــــــــــــــــــــــــــرد . . . !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 10:04
+4
saman
saman
در CARLO
چیز چیست ؟
کلمه ایست شگفت انگیز در زبان فارسی که میتواند جایگزین تمـــام کلمات دیگر شود ؛
زمانی که طرف کم می آورد از آن کلمه در جمله اش استفاده میکند ؛
به مثال های زیر توجه کنید :
چیز اینو کجا گذاشتی ؟
خواستم خدایی نکرده یه وخ چیز نشه …
برو پیش فلانی چیز کن !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 09:42
+5
saman
saman
در CARLO
میدونی چرا خدا انیشتین و دکتر حسابی و نیوتن رو قبل از من آفرید ؟؟؟


میخواست قبل از طراحی نمونه اصلیش چندتا نمونه آزمایشی بسازه …


الان من در خدمت شمام !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 09:05
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
پـسری باخانوادش دعواش شدو از خانه زد بیرون و رفت خونه یکی از دوستاش یکماه موند...

بعد از یک ماه دختری را سرکوچه میبیند و بهش تیکه میندازد

یکی از دوستاش میگه میدونی این کی بود ؟!!!!!!!!

میگه نه!!

میگه این خواهر همون رفیقت بود که تو یه ماه خونشون بودی . ...

عذاب وجدان میگیره میره خونه رفیقش ؛ رفیقش داشت مشروب میخورد

به رفیقیش میگه : ببخشید من سر کوچه به دختری تیکه انداختم ولی نمی دونستم خواهرتو بود !

دوستش پیکشو میبره بالا میگه به سلامتی رفیقی که یه ماه خونمون خورد ,خوابید

ولی خواهرمو نشناخت!!
15 دیدگاه  •   •   •  1392/04/25 - 02:41
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ